تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1083

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

این شب ها ی پاییز یک "جمع خوب" داریم . یک جمع خیلی خوب . با هم می نشینیم . با هم میخندیم و به هم باهم می خندیم و باز با هم به هم می خندیم و فردا صبح دوباره باز . چه کنیم برای این "جمع خوب " ؟

 

...

اولین باران پاییزی باز هم خودش را با کارواش رفتن ما هماهنگ کرد . این باران که امیدوارم واقعن نشانه ی رسیدن پاییز دوست داشتنی ما و رفتن تابستان گرم و نفسگیر باشد را بسیار خوشمان آمد و لذتش را با حال بردیم . - گیریم که دوباره ما را کارواش لازم کرده باشد - .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط آراز   |