تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1078

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

فکر می کنم که نه چیزی عوض می شود و نه اینجوری که ما فکر می کنیم هست که دیگر آن چیز مثل سابق نیست . فکر می کنم که این ما هستیم که مدام عوض می شویم . فکر می کنم تا موقعی که هستیم و عوض می شویم هی به نظرمان می آید که چیزهایی عوض می شوند و دیگر مثل سابق نیستند . فکر می کنم که فقط موقعی همه چیز مثل سابق خودش ثابت بماند که ما عوض نشویم و اینقدر مرده باشیم که همه چیز مثل اولش باشد . فکر می کنم البته که خسته شویم آن موقع از بس که بمیریم .

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط آراز   |