...
ما بدهکاريم
به کسانی که صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟
و نگفتيم
چون که مرداد
گور عشق گل خون رنگ دل ما بود .
...
سپهر را من نيلگون شناختم
چرا که هم رنگ هوسهای نامحدود من بود
خدا کران بي کران شکوه پرستش من بود
و شيطان، اسطوره تنهايی انديشه های هولناک من
اولين دستی که خوشه اين انگور را چيد دست من بود
کفش ابتکار پرسه های من بود
و چتر ابداع بی ساماني هايم
هندسه شطرنج سکوت من بود
و رنگ تعبير دلتنگي هايم
من اولين کسی هستم که
در دايره صدای پرنده
بر سرگردانی خود خنديده است
هر چرخی که مي بينيد بر محور شراره شور عشق من ميچرخد
آه را من به دريا آموختم
حسین پناهی
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 7:30 بعد از ظهر  توسط آراز
|
