تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1065

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

خسته ایم . نه انتظار خلق حماسه داشته ایم و نه صعود به گروه دوم مسابقات جام جهانی اما خسته ایم . ما توقع بردن پرتغال - نایب قهرمان اروپا - را نداشته ایم . برای ما باخت ۲ بر ۰ برابر پرتغال برد است ! ما انتظار خوردن مکزیکی های تند و تیز را نداشته ایم ولی وقتی مکزیک خودزنی می کند و شور حسینی دروازه بان و دفاع ما را می گیرد و ما نیز خودزنی میکنیم ، دلمان می سوزد و همین و بس !  به قول حمید رضا صدر مگر یونان که قهرمان اروپا شد الان در جام جهانی حاضر است ؟ مگر ترکیه که دور قبلی جام سوم شد الان در جام جهانی حاضر است ؟ ما از فوتبالمان کمی جرات می خواستیم . ما فوتبال میخواستیم ! از کریمی کمی پر رو بازی ایرانی می خواستیم تا چند چشمه برای خارجی ها بیاید تا دلمان خنک شود . از هاشمیان برای جبران تمام آن منت گذاشتن هایش برای حضور در تیم ملی فقط ۴ حرکت درست می خواستیم . از مهدوی کیا به واسطه ی تمام حمایت هایمان از خودش و حاشیه هایش فقط کمی تجربه می خواستیم و از دایی غیرت . غیرت از خود گذاشتن . نداشتیم این ها را برادر . حالا بگذار کریمی بیلیت برگشت بگیرد و به تهران برسد و منفجر شود . بگذار دایی بغض کند و از مظلومیت خودش بگوید . بگذار خیمه شب بازی های دادکان و رفقا و روسا و زیر دست هایشان خوراک خواندن روزانه ی ما باشد . مگر فرقی هم می کند ؟ حالا گیریم که هی من اینجا بنشینم و برای ۴ نفری که این ها را می خوانند و هر شب هم حضوری حرف هایم را می شنود مرثیه بنویسم . مگر آن "عضو شریف" مردانگی که در ادبیات ما نماد "وجود داشتن " و " جرات داشتن " است به این مسیو برانکو اضافه خواهد شد ؟ نه رفیق . بر سر قبری زار می زنیم که مرده ای در آن نیست عزیزم . برخیز و درود بفرست بر روح جنگندگی فوتبال . بر آرژانتین و انگلیس و آلمان و چک و ایتالیا  و برزیل ! بر ساحل عاج سر بلند . بر لهستان مغرور . پیروزی و صعود ما ظلم به فوتبال بود و تا سال ها خواهد بود . ما فقط بهانه ای برای شاد بودن می خواستیم . ما حتا اگر به اندازه تعداد انگشتان دو دست گل میخوردیم ، وجود و جرات می خواستیم . همین .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط آراز   |