...
این روزها مساله ی اصلی مساله فوتبال هست . در رکود بازار صنعت و ساخت و ساز آن چیزی که مردم را سرگرم می کند فوتبال است . این روزها در محل کار ما نیز بساط ناهار و میوه ی بعد از ظهر و چای و تلویزیون و فوتبال و تفسیر بین دو نیمه و بعد از بازی به پا هست . این خاصیت روحیه ما ایرانی هاست که بعد از مسابقات جهانی کشتی همه کارشناس کشتی هستیم و بعد از مسابقات جهانی فوتبال همه عاشق فوتبال . حیف که زیاد اصطلاحات تکواندو را بلد نیستیم وگرنه بعد از هر طلای هادی ساعی کلی هم با تکواندو و تحلیل آن عشق می کنیم . به هر حال بعد از بازی اول ایران که با نمایش امیدوار کننده نیمه اول توقع مردم بالا رفت و بعد از باخت منفجر شدند و باعث شدند وجدان بعضی از بازیکنان ملی به کمرشان بزند و کمردرد مصلحتی بگیرند ، حالا که کمی سر و صدا خوابیده باز کمر بازیکنان توپ و سالم شده است و برانکو همان است که بود و امشب اعلام کرده که با همان ترکیب بازی مکزیک بازی خواهد کرد . بعد از امیدواری اولیه ی ما به سبب نبودن دایی ! حالا باید باز هم انتظار خوردن سه یا چاهار گل را داشته باشیم انگار . چه بخواهیم و چه نخواهیم با بودن دایی ما یک و نیم یار کمتریم ! یکی به خاطر دایی که یار دوازدهم حریف است و نصفی هم به خاطر بازی نکردن هاشمیان در جای اصلی اش . خب ! برانکو همان برانکو است . مبارک است . امیدواریم فردا برانکو نگوید این بازی هم فقط اشتباه سوم میرزاپور بوده و از دایی هم راضی هستم چون آن وقت مشخص می شود باز ابی به توپ یک حالی داده است و کرده است داخل دروازه مان و دایی هم نود دقیقه روی اعصاب ملت دویده است . هر چند این جور موقع ها همیشه چیزی ته دلمان می گوید که اصولن ما وقتی درب و داغان بوده ایم حماسه خلق کرده ایم . فردا قوطی رانی پرتقال سر می کشیم و منتظر حماسه ایم تا پرتقال را داخل قوطی بزنیم ! باور کنید .
تکلمه : گاو همان گاو است .

