...
جمع شده بودیم سر کوچه و داشتیم راجع به گل بحث می کردیم که عجب گلی بوده است . کاپیتان ! نصف تیم انگلیس را دریبل کرده بود و توپ را زده بود توی گل . جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک بود . بازی رویایی آرژانتین-انگلستان . کاپیتان دیه گو آرماندو مارادونا چه کرد آن روز . ما فقط ۱۰ سال داشتیم هنوز .آن روز ها ما هم خواستیم در بازی هایمان با توپ پلاستیکی دو لایه و دروازه معروفمان که دو درخت چنار ۱۰۰ ساله بودند هی مارادونا شویم و با دست گل بزنیم و نشد که داور نبیند که نشد ! بعد ها که استاد اسدی در بازی با ژاپن گذاشت توی دروازه ی عابد زاده ! فهمیدیم که استاد هم مثل ما خیلی دلش می خواسته که مارادونا بشود . آن روزها فینال پخش مستقیم بود با نصف روز تاخیر البته ! وقتی کاپیتان دیه گو که جای کاپیتان قبلی - دانیل پاسارلا- را گرفته بود با رفقا آمدند به فینالِ، دوست داشتیم آرژانتین قهرمان بشود. با اینکه رومینینگه و قیصر را هم دلمان می خواست . فینال رویایی با شیرین کاری بورچاگا و آرژانتینی های راه راه پوش و بازی پر گل ۵ گله شان ! ۳ بر ۲ به قهرمانی آرژانتین منجر شد و ما عاشق جام جهانی بودیم و عاشق آرژانتین و عاشق بهرام شفیع و عاشق فوتبال . چاهار سال بعد در جام جهانی ۱۹۹۰ تاریخ تکرار شد . ۱۴ سال داشتیم و با هم کلاسی های سوم راهنمایی مان در اردوگاه دانش آموزی منظریه بودیم . این بار پیراهن آلمان دستمان بود وعشقمان عقاب آلمانی و پرچم و پیراهن خوش نقششان ! دوست داشتیم قیصر پر ابهت قهرمان باشد و شد . دلمان به حال کاپیتان راه راه پوش هم که فقط کمی چاق شده بود نسوخت . آن روز عاشق کاپیتان لوتار ماتئوس بودیم که هنوز دل زدن پنالتی در بازی فینال را نداشت . عاشق آندریاس برمه ای ای بودیم که با پای چپ گل کاشت . و عاشق اینتر و سه یارش ! کلینزمان و لوتار و بره مه و البته باز هم بهرام شفیع ! عاشق جام جهانی بودیم و عاشق فوتبال . سال ۱۹۹۴ بود و ۱۸ سالمان بود در اول جوانی بودیم و عشق تیپ زدن و شلوار جین و تی شرت و عینک دودی ! عاشق جام جهانی بودیم و تیم ملی ایتالیا ! و خوش تیپ هایش ! با مالدینی و باجو و بقیه ی ستاره هایشان . سالواتوره اسکیلاچی را در جام ۹۰ جا گذاشته بودیم و به جام ۹۴ آمده بودیم ! باجو پنالتی را از دست داد و بزریل قهرمان شد . حرصمان گرفت و لعنت بر کسانی فرستادیم که مارادونای چاق و گرفتار در افیون و مواد مان را هم از وسط جام به آرژانتین برگردانده بودند . عاشق فوتبال بودیم . جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بود . عاشق جام جهانی بودیم . ۲۲ سالمان بود . در خیابان ویراژ داده بودیم و رقصیده بودیم . استرالیای مغرور را با خوش شانسی جا گذاشته بودیم و به عنوان آخرین تیم به فرانسه رسیده بودیم . ایران در جام جهانی بود . عاشق ایران بودیم و عابد زاده . بازی اول را با ناشی گری نکیسا به یوگسلاوی باختیم . چیرو مربی کرواسی گفته بود که اگر یوگسلاوی ایران را ببرد یک توپ فوتبال را می بلعد . از پیرمرد خوشمان آمده بود . خیلی دلمان می خواست آن توپ را بکنیم توی حلق نکیسا ! ایران به مرحله دوم نرسید . شب بازی با آمریکا بود . امتحان تحلیل سازه ها داشتیم . سخت بود لامصب . فوتبال برنده شد . تحلیل سازه ها را افتادیم . طرفدار فرانسه بودیم . لعنت فرستادیم بر ژاکه که کانتونا و ژینولایمان را دعوت نکرده بود به تیم ملی ! ژورکائف بود . پتی با دوست دختر ایرانی اش بود . خروس های فرانسه با زیدان دوست داشتنی انتقام ایتالیا را از برزیل گرفتند و فرانسه قهرمان ما شد . زنده باد خروس . زنده باد فوتبال ! جام جهانی ۲۰۰۲ بود . با چیرو ! همان پیرمرد دوست داشتنی در راه رفتن به جام جهانی حذف شده بودیم . علی کریمی مان دو موقعیت تک به تک را به دروازه ایرلند نزد تا دوبلینی ها جشن صعود بگیرند و این بار ما بفهمیم مزه کانگورو خوردن های ۴ سال پیش مان را ! از جام ملت ها ۲ سال بود که طرفدار انگلستان بودیم و وقتی بکام به آرژانتین گل زد عاشق انگلستان و فوتبال و انتقام از سیمونه نامرد بودیم . بزریل قهرمان شد. تمام تیم های دوست داشتنی مان حذف شدند تا در فینال طرفدار کان باشیم و چشم امیدمان به دروازه بان اخموی آلمان که تیمش را یک تنه تا فینال بالا کشیده بود . کان گاف داد و کانش به زمین خورد تا برزیل حاضر در فینال سه دوره اخیر جام قهرمان باشد با آن رونالدوی مسخره و مدل موی مسخره ترش. لعنت بر خرگوش! لعنت بر رونالدینو! و لعنت بر دیوید سیمن با آن گل خوردن مسخره اش ! زنده باد فوتبال !
ج ــام جهانی ۲۰۰۶ آلمان هست . عاشق فوتبالیم . ایران هم با ماست . ایران را دوست داریم . زنده باد ایران . چشم بر چشمبندی برانکو و گل محمدی و دایی و یاران خواهیم بست . ایران را دوست داریم . دوست داریم تا ظلم شکل بگیرد . شانس و تخیل بر تکنیک و علم پیروز شود . تا ایران در برابر رقبا پیروز شود . تا گوش هایمان را بگیریم از صدای نارنجک ها و موشک های افتاده در خیابان . تا بمیریم از خوشی و تب کنیم تا هزار و سیصد برای فوتبال . اما به تلافی تمام این چند سال با اینکه همچنان انگلیس را دوست داریم باز هم عاشق آرژانتینیم . امیدواریم فینال رویایی ما بین انگلستان و آرژانتین باشد . تا آن روز یک دلیل برای اینکه دوست داشته باشیم کدامشان قهرمان شود پیدا خواهیم کرد در حالیکه که اصلن نمی دانیم که می شود که این دو تیم تا فینال بروند و به هم نخورند یا نع . پس باز هم تب می کنیم و عاشق فوتبالیم ! زنده باد فوتبال . فقط خدا کند جای بهرام شفیع خالی نباشد . ۱ . ۲ . ۳ . نور . صدا . دوربین . حرکت .. .

