...
بیمارم . مادر جان !
می دانم ، می بینی
می بینم ، می دانی
...
گه گریم ، گه خندم
گه گیجم ، گه مستم
و هر شب تا روزش
بیدارم ، بیدارم . مادرجان !
م. امید
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط آراز
کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند