...
مهاجرت اگر مساله ی اول ما نباشد حتمن یکی از مهم ترین مسایلی هست که این روزها خیلی به آن فکر می کنیم . پیشرفت کردن و به ایده آل های خود رسیدن در زندگی شرایطی را طلب می کند که هرگاه مشکلی در این زمینه ایجاد شود بیشتر از اینکه به فکر حل مشکل - که البته گاه بسیار حل نشدنی با شرایط جامعه ی ما هستند - باشیم به فکر فرار از مشکلات هستیم که شاید چاره دیگری هم نباشد . آنچه مشخص هست این است که در این قسمت زندگی مان به چیزی جز پیشرفت و ساختن آینده ی دلخواه فکر نمی کنیم . اما مشکل دیگری هم که این وسط گاه به مشکلات جاری ما اضافه می گردد "فکر فرار" است . به نظرم مشکلات و موانع همه جای دنیا هست . جایی بیش تر و جایی کم تر . آن موقع که به "فرار" فکر می کنیم حتمن باید شرایط جدید را در نظر گرفت . رفتن به هر قیمتی ممکن است عقب گرد کردن و پس رفت از پیش رفت هایی باشد که در این چند سال آخر به دست آورده ایم . بعضی چیز ها را می شود مجدد به دست آورد و چه بسا بهتر و ایده آل تر ولی برخی دیگر قابل برگشت نیست . داشتن لحظه های خوب و دلپذیر و لذت بردن از جوانی و زندگی در کنار خانواده چیزی نیست که با رفاه و کمال سال های دیگر بشود در یک کفه ی ترازو گذاشت . جنس این ایده آل ها با هم متفاوت است . شاید بشود زندگی راحتی داشت و شغل های متناسب با آرزو ها و تحصیلات و سطح تخصص به دست آورد در سال های مهاجرت . ولی آیا می توان زندگی در کنار خانواده و دوستان را هم داشت در آن سال ها ؟ می توان جلوی گذر ایام را گرفت ؟ به همین دلیل است که می گویم مهاجرت برای هر شخصی "شخصی" و متفاوت با دیگری است . شرایط ایده آل هر کس متفاوت با دیگری است و به همین خاطر هیچ وقت نخواهد آمد که بتوان یک فرمول واحد برای مهاجرت در نظر گرفت . بعلاوه ی اینکه "چشم بستن" بر موفقیت های احتمالی که چند سال طول کشیده تا به دست بیاید و از آن گذشتن به قیمت رفتن باید با "چشم باز" صورت پذیرد و به عبارت آراز "چشم بستن باید با چشم باز صورت پذیرد !!" . آنگاه است که می توان سال ها بعد نشست و قضاوت کرد که تصمیم امروز تا چه حد به ساختن آن آینده ی ایده آل کمک کرده و یا ضرر زده است . دقت کردن همیشه اجباری هست که فردا روز افسوس چیزهای از دست رفته امروز برای داشتن آینده ی فردا - که ایده آل بودن آن هم با فرض خوش بینی در نظر گرفته شده است - در میان نباشد که بعضی از چشم بستن ها قابل جبران نیست .
...
اسامی تیم ملی فوتبال ایران برای شرکت در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان اعلام شده است . نه ترکیب تیم ملی ایران در قوطی هست و نه حدس زدن آن برای کسانی که در این چند سال کار برانکو را دنبال کرده اند کار سختی است . از الان می شود ابراهیم میرزاپور در در درون دروازه و کعبی،نصرتی،زارع و یحیی را در دفاع تصور کرد و نکونام را در هافبک دفاعی تیم ایران . مهدوی کیا و زندی بال راست و چپ و کریمی هافبک نفوذی و دایی و هاشمیان دو نوک ایران هستند که هاشمیان طفلک مثل همیشه به سمت کناره ها متمایل خواهد بود . شاید سورپریز برانکو قرار دادان آندرانیک تیموریان برای کمک به جواد نکونام در هافبک دفاعی باشد که انگاه حتمن زندی از ترکیب خارج خواهد شد . کریمی هم اگر خسته شود یک گزینه ی خوشبخت از بین برهانی و معدنچی یا خطیبی جهت جایگزین کردنش انتخاب می شود . اگر دوست دارید بازی کاظمیان را ببینید باید دعا کنید تا کعبی یا مهدوی کیا خیلی خراب بازی کنند که احتمال اولی اگر بیشتر باشد باز هم بازی به کاظمیان نخواهد رسید و فقط غرغرهای سمیرا زن دوم مهدوی کیا و راه رفتن روی اعصاب مهدی است که می تواند مهدی دوست داشتنی رابه هم بریزد تا کاظمیان چند دقیقه ای فرصت حضور در میدان داشته باشد و به تبع آن بعد از جام جهانی نازکردن های همیشگی اش برای پرسپولیس ادامه پیدا کند . کسانی مثل عنایتی هم می توانند از روی نیمکت و یا سکو شاهد هنر نمایی علی دایی و هرز رفتن هاشمیان باشند . شاید اگر اول با آنگولا بازی می کردیم و می باختیم در بازی های بعد برانکو که می دانست صعود نمی کند شانسی را به چند بازیکن ایران می داد ولی با این ترتیب ما فکر میکنیم همینی هست که هست . اگر خیلی هم احساسات به خرج ندهیم تصور اینکه تیم ایران با صفر امتیاز از گروه به ایران صعود خواهد کرد خیلی چیز غریبی نخواهد بود . حالا این شما و این شوی برانکو و دادکان تا جام جهانی .
