تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - WedParty # 1

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

از امروز کار برنامه ریزی مراسم عروسی را شروع کرده ام . سه سال از نامزدی ما می گذرد و ترم آخر ماه بانو ست . تابستان امسال را برای برگزاری مراسم در نظر گرفته ایم . ماه بانو درگیر کشیک های شبانه روزی در بیمارستان تبریز است و سرش حسابی شلوغ . ظاهرن فصل زاد و ولد شلوغی است این باهار ! تصمیم گرفته ام تا از اولین روز بنویسم این روزهای به دنبال کار عروسی بودن را . ثبت روزهایی است که خاطره . ثبت روز های درگیری من با اعلام علنی مهم ترین حادثه ی زندگی ام تا به امروز است . ثبت روزهای درگیری من با باید و نباید ها و سنت ها هست . ثبت روزهای گاه خسته کننده و گاه شاد است . روزنوشت روزهای غیر تکرار است . دلیل دیگر هم شاید استفاده ی دوستانی هست که به هر حال روزی این شتر رویشان خواهد خوابید . حکایت تجربه است برای من و برای شما .

صفحه آگهی روزنامه را ورق میزدم . انتخاب اول من البته هتل است . در هتل همه چیز راحت تر میگذرد و البته رسمی تر . برای من که بیشتر میهمانانم شاید همکارانم باشند . مهم ترین نقص هتل عدم مجوز برای داشتن ارکستر زنده است . من به شدت با این قسمت قضیه مشکل دارم . به خصوص اینکه نتوانم گروه عاشیق های آذربایجانی و گارمان و تارشان را داشته باشم . پس چه کسی برای دن ویتو آهنگ لزگی بزند ؟ تا دن فومنی برایمان قر لزگی بدهد . سالن پذیرایی را دوست ندارم . باغ را هم نمی پسندم . به خصوص که میهمانی مختلط نخواهد بود . آذربایجانی غیرت دارد و عروسی مختلط نمی گیر هاااا ! جالب است که باغ ها نیز مجوز ارکستر زنده را ندارند و خواننده باید روی موزیل ضبط شده بخواند و اصطلاحن پلی بک است سیستم ! خب ظاهرن ارکستر زنده و اداو اطوارش را باید گذاشت برای مراسم حنا بندان ! نیم باغ ها و نیم سالن ها را انتخاب می کنم و عصری به دیدن مجتمع ونک رو به روی سازمان مسکن در خیابان عطار می روم . ظاهرن همه چیز خوب است . اما طرف راضی به داشتن مدیر تشریفات داشتن ما نمی شود و می گوید این کار برنامه را از دست آن ها خارج می کند . هنگام دیدن منوی قیمت ها به نکته جالبی بر می خورم . برای باغ و آبشار قیمت ورودی هر نفر ۱۰۰۰ تومان را دارند . برای روزهای چاهارشنبه تا جمعه باز هم ورودی پانصد هزار تومان می گیرند . برای انداختن فرش قرمز زیر پای داماد و رد کردنش از کنار مشعل و بادکنک ۵۰۰ هزار تومان و برای فیلم برداری ۸۵۰ هزارتومان ، برای نور و موزیک ۳۰۰ هزار تومان ، اتاق عقد بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان و قهوه خانه سنتی ۳۰۰ هزار تومان طلب می کنند . منوی غذا از ۱۰ هزار تومان به بالا هست بعلاوه ۱۵ در صد حق سرویس . به مدیر می گویم که برخی از انتخاب هایی را که اضافه سازمان می نامد جزو واجبات اصلی و اولیه مجلس است . مثل داشتن فرش و مبل و صندلی و گرفتن پول اضافه بابت آن ها مثل این است که هتل بابت داشتن در و راه پله پول طلب کند . جوابم را سر بالا می دهد و صحبت از بی تقصیر بودن و مجری بودن و خرید گوشت راسته ی هر کیلو ۱۲ هزارتومانی می کند و از سر و زبان داری من ابراز شادمانی . خداحافظی می کنیم و به خانه می آیم . این روز اول بود باید بیشتر بگردم . ماه بانو دو هفته ی دیگر می آید و باید تا آن موقع چند جا را برای تایید نهایی عروس آماده داشته باشیم . خواهرخانوم نظر درستی می دهد که اصلن چه معنی دارد آدم ۵۰۰ نفری که سالی یک بار هم نمی بیند این قدر دردسرش را بکشد . و مهمانی با ۱۰۰ نفر آدم نزدیک بهتر است و من به سنت ها و صلاح ها فکر میکنم و اجبار ها و باید ها و نباید ها .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط آراز   |