...
چند وقت پیش در ماشین یکی از رفقا یکی از این خواننده های جدید داشت برای ما می خواند . به نکته ی جالبی برخوردم . خواننده داشت می خواند – جیغ می زد – که "آی تو روحت ! برو دیگه بی وفا! میخوام موبایلم را خاموش کنم" و پس زمینه پر بود از انواع و اقسام صداهای یاهو مسنجر و زنگ ها و پیغام های موبایل خاموش است! زندگی کم کم عوض می شود . روزمره گی ها تغییر می کند . طرز حرف زدن ها متناسب با نوع نگاه کج و راست می شود . زمان ما که خیلی هم دور نیست البته ، ابی بود و یا داریوش یا سیاوش قمیشی . وقتی اعصابت از خودت یا رفیقت تعطیل بود با کلمه و معنی بازی می کردند . چه در امید دادن و چه در ناامیدی ها متانتی در ترانه ها بود . مسعود فردمنش بود با نثر روان و غریب و اثر گذارش . سیاوش قمیشی بود با ترانه های زیبا و خاطره انگیزش . ابی بود با ترانه های قشنگ و صدای گرمش . داریوش بود که با هر ترانه اش زندگی می کردیم . هایده بود . ترانه های قدیمی گوگوش بود . عارف بود . فرامرررز آااصف بود . ترانه هایی بود که می خوانند . حتمن شما هم در پیچ در پیچ خاطره هایتان دارید هنوز صدایشان را . اصلن مگر می شود فراموش کرد که :
نون و پنیر و هق هق . سفره ی سرد عاشق . نون و پنیر و فندق . رخت عزا توو صندوق . نون بیات و حلوا . سوخته حریر دریا . نون و پنیر و گردو . قصه ی شهر جادو . نون و پنیر و بادوم . یه قصه ی ناتموم . نون و پنیر سبزی . تو بیش از این می ارزی .
که :
تو سرزمین یخ ها . همیشه باد قطبی . همیشه باد و کولاک . کوه یخ ام من که رو آب شدم شناور . داغ حوادث می کنه آبم سراسر .
که :
منو ببخش عزیزم . که از تو می گریزم . می سوزم و خاموشم . تو خودم اشک می ریزم . از لحظه ی تولد سفر تقدیر من بود . تنم اسیر جاده . دلم اسیر تن بود . یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من . اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد . فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد .
که :
نه یک دل . نه هزاردل . همه دل های عالم . همه ی دل ها رو می خوام که عاشق تو باشم . توو باغ قصه از تو "سحر" گل کرده شبنم . تو چشمام خواب مخمل . شراب ناب شیراز . "هزار و یک"شب راز .
که :
پرنده های قفسی . عادت دارن به بی کسی . عمرشون رو بی هم نفس . کز میکنن کنج قفس . نمی دونن سفر چیه . عاشق در به در کیه .
که :
تو یه تاک قد کشیده . پا گرفتی روی سینه م . واسه پا گرفتن تو عمری ه که من زمینم . داری می رسی به خورشید اما من هنوز زمینم .آدما هجوم آوردن . برگای سبزت رو بردن . توی پاییز و زمستون ساقه ت رو به من سپردن . سنگینی ت رو سینه ی من . سایه هات نصیب مردم . میوه هات م آخر سر که میشن قسمت هر خم . نه دیگه پا میشم این بار . خالی از هر شک و تردید . می رم اون بالاها مغرور تا بشینم جای خورشید . تن به سایه ها نمی دم . بسه هر چی سختی دیدم . این قدر زجر کشیدم . تا به آرزوم رسیدم . بزار آدما بدونن
و
همه ی ترانه ها و شب های داریوش . همه عاشقانه ها و قصه های گوگوش . همه ی مستی ها و مستانه های هایده . همه ی عاشقی ها و خاطره های عارف . همه ی رقص صدا ها و بحر طویل های آصف .
حالا تو ببین شیرین کاری های "تو خودت قند و نباتی . شکلاتی شکلاتی " را . ببین " آی تو روحت . دو زار هم برام مهم نیست که چه بلایی سرت بیاد که هر روز با یکی می رقصی " را و ببین همه ی ترانه های از این دست و خواننده های امروزشان را . حتمن شما هم از این دست مثال ها زیاد می توانید بنویسید . زمانه عوض شده . طرز حرف زدن عوض شده . نحوه ی شنیدن عوض شده . طرز فکر عوض می شود . رفتار امروز جوانان و نوجوانان عاشق ما متاثر است از شنیدن ترانه هایشان – چه بخواهیم و چه نخواهیم . بپسندیم و نپسندیم . درست باشد یا غلط – و شاید هم اصلن جو امروز ترانه هایشان است که متاثر از نحوه ی دیدشان و طرز حرف زدنشان . نسل جدیدی آمده است . من احساس غریبی می کنم . اصلن حالا که اینطور است " اگه یادش بره که وعده با من داره . وای وای وای . دل دیوونه مو به دست غم بسپره آی آی آی. ای خدا بهار اومد . یار من نیومد . وای وای وای " و یا برای اینکه من هم کامل شیرین کاری کرده باشم " پارسال باهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت . برگشتنی یه دختر خوشگل و با محبت . همسفر ما شده بود همراه ما میومد . گفتم برم یا که نرم " . گفتم که شما هم میتوانید بنویسید . نع ؟

