تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1032

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

چند وقت پیش در ماشین یکی از رفقا یکی از این خواننده های جدید داشت برای ما می خواند . به نکته ی جالبی برخوردم . خواننده داشت می خواند – جیغ می زد –  که "آی تو روحت ! برو دیگه بی وفا! میخوام موبایلم را خاموش کنم" و پس زمینه پر بود از انواع و اقسام صداهای یاهو مسنجر و زنگ ها و پیغام های موبایل خاموش است! زندگی کم کم عوض می شود . روزمره گی ها تغییر می کند . طرز حرف زدن ها متناسب با نوع نگاه کج و راست می شود . زمان ما که خیلی هم دور نیست البته ، ابی بود و یا داریوش یا سیاوش قمیشی . وقتی اعصابت از خودت یا  رفیقت تعطیل بود با کلمه و معنی بازی می کردند . چه در امید دادن و چه در ناامیدی ها متانتی در ترانه ها بود . مسعود فردمنش بود با نثر روان و غریب و اثر گذارش . سیاوش قمیشی بود با ترانه های زیبا و خاطره انگیزش . ابی بود با ترانه های قشنگ و صدای گرمش . داریوش بود که با هر ترانه اش زندگی می کردیم . هایده بود . ترانه های قدیمی گوگوش بود . عارف بود . فرامرررز آااصف بود . ترانه هایی بود که می خوانند . حتمن شما هم در پیچ در پیچ خاطره هایتان دارید هنوز  صدایشان را . اصلن مگر می شود فراموش کرد که :

 

نون و پنیر و هق هق . سفره ی سرد عاشق . نون و پنیر و فندق . رخت عزا توو صندوق . نون بیات و حلوا . سوخته حریر دریا . نون و پنیر و گردو . قصه ی شهر جادو . نون و پنیر و بادوم . یه قصه ی ناتموم . نون و پنیر سبزی . تو بیش از این می ارزی .

که :  

تو سرزمین یخ ها . همیشه باد قطبی . همیشه باد و کولاک . کوه یخ ام من که رو آب شدم شناور . داغ حوادث می کنه آبم سراسر .

که :

منو ببخش عزیزم . که از تو می گریزم . می سوزم و خاموشم . تو خودم اشک می ریزم . از لحظه ی تولد سفر تقدیر من بود . تنم اسیر جاده . دلم اسیر تن بود . یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من  . اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد . فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد .

که :

نه یک دل . نه هزاردل . همه دل های عالم . همه ی دل ها رو می خوام که عاشق تو باشم . توو باغ قصه از تو "سحر"  گل کرده شبنم . تو چشمام خواب مخمل . شراب ناب شیراز . "هزار و یک"شب راز .

 

که :

پرنده های قفسی . عادت دارن به بی کسی . عمرشون رو بی هم نفس . کز میکنن کنج قفس . نمی دونن سفر چیه . عاشق در به در کیه .  

که :

تو یه تاک قد کشیده . پا گرفتی روی سینه م . واسه پا گرفتن تو عمری ه که من زمینم . داری می رسی به خورشید اما من هنوز زمینم .آدما هجوم آوردن . برگای سبزت رو بردن . توی پاییز و زمستون ساقه ت رو به من سپردن . سنگینی ت رو سینه ی من . سایه هات نصیب مردم . میوه هات م آخر سر که میشن قسمت هر خم . نه دیگه پا میشم این بار . خالی از هر شک و تردید . می رم اون بالاها مغرور تا بشینم جای خورشید . تن به سایه ها نمی دم . بسه هر چی سختی دیدم . این قدر زجر کشیدم . تا به آرزوم رسیدم . بزار آدما بدونن

 

و

همه ی ترانه ها و شب های داریوش . همه عاشقانه ها و قصه های گوگوش . همه ی مستی ها و مستانه های هایده . همه ی عاشقی ها و خاطره های عارف . همه ی رقص صدا ها و بحر طویل های آصف  .

 

حالا تو ببین شیرین کاری های "تو خودت قند و نباتی . شکلاتی شکلاتی " را . ببین " آی تو روحت . دو زار هم برام مهم نیست که چه بلایی سرت بیاد که هر روز با یکی می رقصی " را و ببین همه ی ترانه های از این دست و خواننده های امروزشان را . حتمن شما هم از این دست مثال ها زیاد می توانید بنویسید . زمانه عوض شده . طرز حرف زدن عوض شده . نحوه ی شنیدن عوض شده . طرز فکر عوض می شود . رفتار امروز جوانان و نوجوانان عاشق ما متاثر است از شنیدن ترانه هایشان – چه بخواهیم و چه نخواهیم . بپسندیم و نپسندیم . درست باشد یا غلط  – و شاید هم اصلن جو امروز ترانه هایشان است که متاثر از نحوه ی دیدشان و طرز حرف زدنشان . نسل جدیدی آمده است . من احساس غریبی می کنم .  اصلن حالا که اینطور است " اگه یادش بره که وعده با من داره . وای وای وای . دل دیوونه مو به دست غم بسپره آی آی آی. ای خدا بهار اومد . یار من نیومد . وای وای وای " و یا برای اینکه من هم کامل شیرین کاری کرده باشم " پارسال باهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت . برگشتنی یه دختر خوشگل و با محبت . همسفر ما شده بود همراه ما میومد . گفتم برم یا که نرم " .  گفتم که شما هم میتوانید بنویسید . نع ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط آراز   |