...
می دانی که چقدر دوست دارم بعضی وقت ها چشمانم را ببندم و باز کنم و ببینم زمانی گذشته است . این وبلاگ نوشتن اگر فقط یک خوبی داشته باشد همان است که گفته ام که میتوانی تاریخ خودت را در آن ورق بزنی . که چه جور مثل یک ساعت کوک می شوی و می گردی و می چرخی و جایی و گاهی که کوکت تمام می شود ، می ایستی . به امید دستی که بیاید و دوباره کوکت کند . بچرخی و تکرار تکراری تکرارها .این گذشتن زمان و بستن چشم ها دوست داشتنی هست و البته که ما عادت داریم بعد ها حسرت این "چشم بندی" های خودمان را بخوریم .
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط آراز
|

