تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1028

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

 

می دانی که چقدر دوست دارم بعضی وقت ها چشمانم را ببندم و باز کنم و ببینم زمانی گذشته است . این وبلاگ نوشتن اگر فقط یک خوبی داشته باشد همان است که گفته ام که میتوانی تاریخ خودت را در آن ورق بزنی . که چه جور مثل یک ساعت  کوک می شوی و می گردی و می چرخی و جایی و گاهی که کوکت تمام می شود ، می ایستی . به امید دستی که بیاید و دوباره کوکت کند . بچرخی و تکرار تکراری تکرارها .این گذشتن زمان و بستن چشم ها دوست داشتنی هست و البته که ما عادت داریم بعد ها حسرت این "چشم بندی" های خودمان را بخوریم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط آراز   |