...
فردا صبح ، ساعت ۵ صبح ، ۳۱ ساله خواهم شد . فردا صبح تولد من است . امسال حس خیلی خوبی نسبت به این روز دارم . چشم هایم را می بندم و ۳۱ سال گذشته را مرور می کنم . خاطرات زیاد است . بهترین هایش را انتخاب می کنم . راضی ام . خدا را شکر . تا اینجایش خوش گذشته است و به چیز هایی که می خواستم رسیده ام . فردا ۳۱ سال من تمام خواهد شد . صبح تولد من است .
این رباعیات خیام را هم خودم به خودم تقدیم می کنم با تشکر از رضا ی عزیز که با سی-دی *آکزیم آف چویس باز هم حال و هوای ما رو عوض کرد .
*گروهی که دو تا آلبوم منتشر کرده اند که فقط خواننده شان یک خانم ایرانی است و بقیه خارجی و اشعار خیام را در فضای خاصی شبیه به موسیقی سنتی می خوانند . آلبوم ها فکر می کنم مربوط به ۵ سال قبل باشد البته .
گــر مــن ز می مغانه مـستم هستم
گر کافر و گبر و بت پرستم هستم
هر طایفه ای بمن گــمـانی دارد
من زان خودم چنان که هستم هستم
***
من بی می ناب زيستن نـتـوانم
بـی بـاده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده آن دمم که ســاقی گـوید
يک جـام دگر بگیر و من نتوانم
***
می خوردن و شاد بودن آيين منست
فارغ بودن ز کفر و دين؛ دین منست
گفتم به عروس دهر کابين تو چیست
گفتــا دل خـرم تـو کابين مـن است
***
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لاله رخی اگـر ترا فرصت هست
می نـوش به خـرمی که این چـرخ کـبود
ناگـاه تـرا چـو خـاک گـرداند پَست
***
و
گر آمدنم به من بُدی نامدمی
ور نيز شدن به من بُدی کی شدمی؟
به زان نبدی که اندرين دير خراب
نه آمدمی ، نه شدمی ، نه بدمی

