تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1183

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

 

عجب سریال بی نظیری ست این سریال ۲۴ ! فصل ۱ سریال ۲۴ قسمت است . ۲۴ قسمت ۴۰ دقیقه ای که هر قسمت وقایع یک ساعت از روز انتخابات اولیه ی کالیفرنیاست . یعنی قسمت اول ساعت ۱۲ نیمه شب تا ۱ بامداد . قسمت ۲ از ساعت ۱ بامداد تا ۲ بامداد و الخ . سریال بی نظیری ست که فصل ۱ را امشب تمام می کنم . ۵ شنبه شب ۶ قسمت را دیدم و تمام جمعه ۹ قسمت را ! دیشب ۴ قسمت را ! و با سه قسمت ی که امشب می بینم کار تمام است . ابتدای هر قسمت این صحبت های کیفر ساترلند است که تکرار می شود :" تروریست ها همین الان در حال نقشه کشیدن برای ترور سناتور پالمر کاندیدای ریاست جمهوری هستند. زن و بچه من توسط تعدادی از این تروریست ها گروگان گرفته شده اند و جانشان در خطر است . یک یا چند تا از همکاران من در یک یا هر دو موضوع دست دارند . من مامور فدرال جک باور هستم . امروز طولانی ترین روز زندگی من خواهد بود ". و این چنین است که خیلی خوره وار در حال تمام کردن سریال هستیم . با هر کدام از رفق هم که دیده اند صحبت می کردیم ، ضمن اینکه تایید کردند آن ها  هم خوره وار تمام کرده اند این سریال را عقیده داشتند این فصل ۱ در مقابل فصل های ۳ و ۲ و ۶ چیزی نیست . خلاصه که بهترین سریالی است که تا به حال دیده ام و بی صبرانه دنبال فصل های بعدی با زیرنویس فارسی هستم .

بعد از تحریر : خب ! بهتر از این نمی شود . دیشب و ساعت ۲ نصفه شب و همزمان با دیدن قسمت آخر و ۲۴ ام سریال ، فصل ۲ با زیرنویس فارسی را پیدا کردم .

 

عجب شماره ای شده است این هفته ی همشهری جوان ! غیر از عکس خدایی که از حجازی روی جلد کار کرده اند با عنوان " از نفس افتاده " و مطلبی که به قلم شهرام فرهنگی کار شده است راجع به این موضوع که خواندنی است باید به پرونده های "فوق لیسانس" و پرونده ی فیلم سازی "برادران کوئن " و پرونده ی برباد رفته و چند تایی مطلب خوب دیگر اشاره کرد . راتجع به حجازی و. پروین و امثالهم باید گفت که مدل زندگی در اینجا ای جوری است که این ها مجبور ! هستند قدر خودشان را ندانند ! چون اینجا زندگی مدل خاص خودش را دارد ! علی پروین هیچ وقت نمی تواند بعد از قهرمانی بازی های آسیایی برود و مثل بکن بائر بعد از قهرمانی ۹۰ آن بالا بنشیند . به غیر از مشکل سواد و ادبیات مشکلات دیگری دارد که مربوط به جامعه ی ماست و اینکه تصمیم گیرنده همیشه باید وسط زمین باشد و به قول علی پروین مدیر فنی اینجا یعنی کشک ! که اگر مشکل سواد بود که کلانی ها و بهزادی ها و حجازی ها ندشاتند این مشکل را . راجع به برادران کوئن هم علاقه مند شده ام که بروم و ببینم فیلم هایشان را ! نسیم هراز این شماره هم خواندنی ست . به خصوص پرونده ی "باجه تلفن" های قدیمی و نوستالژی خاطراتی که با دو زاری ها و ۵ زاری ها و عشق های نوجوانی مان داشتیم . آن جا هم شهرام فرهنگی عشق های ۲ زاری قدیمی مان را به یادمان می آورد و هیجان های خاص آن دوران را که خواندنی هست و خالی از لطف نیست .

 

بعد از تحریر ۲ :

برنامه ی ۹۰ تازه تمام شده است . برنامه ی خوبی داشت بعد از مدت ها ! فردوسی پور باید این برنامه اش را نقطه ی عطف کند و مجدد سعی کند برنامه اش اوج بگیرد . این جریان تیم استقلال هم داستان جالبی شده است . درماندگی فتح الله زاده که گاهی خود را در حد مقایسه با مدیران ارشد لورکوزن و بایرن می دانست و سپس در مقابل فردوسی پور که می پرسید شما چطور با فیروز کریمی که قرار داد دارد مذاکره کرده و اعلام کرده اید که مربی تان است بار کمیکی بر برنامه تحمیل کرده بود . جالب بود که حاجی می گفت یک سند بیاورید که من اعلام کرده باشم . فردوسی پور می گفت مربی تان است ؟ حاجی می گفت بله ! ولی ثبت نکرده ایم . و اعلام هم نکرده ایم . فردوسی می گفت هاشم ساعدی اعلام کرده است حاجی خویی می فرمود که نخیر ! من که نگفته ام . گریه داری قضیه آنجا بود که به فردوسی پور گفت مثلن من بگویم الان بلند می شوم بزنم زیر گوش شما ! مگر زده ام که تنبیه شوم ؟ مثال را حال کردید ؟ نمی دانیم چه سری است که هر وقت این فردوسی پور می خواهد به مسیر درستش برگردد همه می خواهند بزنندش ! از آن طرف هم فیروز شورش را در آورده است . می گویند مذاکره کرده ای ؟ می گوید بله می خواستم ماشین بخرم ! پولم نرسید منصرف شدم . شاید اول بخندید ولی بعدش گریه می کنید به حال فوتبالی که متولیانش این دلقک ها هستند و اگر عاقل باشید دوباره می شینید و می خندید به حال این فوتبال !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط آراز   |