تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1181

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

...

فرض کنید رفقای شما دارند توی عالم خودشان قدم می زنند که ناگهان "تیکه ای " ببینند و ناگهان بخواهند مخ بزنند . به نظر شما واکنش های احتمالی شان چیست ؟

 

آرش : ای جاااااان ! ای جااااااان ! ای جااااااان ! این منم عشق جااااااان !!! آقا !! تو خیلی کوووولاااکی ! کووولاک !! ببین ما الان سه تا راه داریم !!! ( در حالیکه با انگشت کوچکش دماغ بزرگش را می خاراند ) و چون من علاقه ای به کل کل ندارم بیا با هم بشینیم و من سرم رو بزارم رو سینه هات و های و های گریه کنم !

رضا ژیرس : (با صدای کلفت شده و دو رگه ی توی گلو انداخته شده ) مصبی یانسین !! مصبی یانسین !! اله بیر طالبی دی !! هااااان !! آآآآآآن!!! جان تو !معرفتی خیلی حالم خرابه هاااا !!!

مهدی دن ( با صدایی آرام و قلبی شاد و ضمیری مطمئن) : سلاااام . من دو تا بیلیت تئاتر توی جیبم دارم . تو که نمیخوای این تئاتر هنری رو که سالی یه بار برگزار میشه از دست بدی ؟ ضمنن نگران نباش مثل دفعه ی پیش نمی شه ! زاپاس ماشین رو عوض کردم و دیگه نصفه شبی تا خونه پیاده نمی مونیم .

علی سلی ( با روانی شاد و روحیه ای انسان دوستانه ) : سلام تیکه ! خوبییییی تیکه ؟ ببین میخوای برات شعر بخونم ؟ نمیخواییی ؟ خب مشکلی نداره ! کارمندم رو میفرستم برات غذا بگیره ! نمی خوری ؟ اوکیییی ؟ خب به منشیم میگم برات بیلیت سینما بگیره ! نمی خواییییی ؟ ای بابا! عقده هات آروووم شدددد ؟ خب همینه من پیرمرد تنهای زیر بارانم دیگه ! فقط قول بده به آراز نگی این جریان رو ! اوکییییی ؟

محمد موکس : ای جون ! جیگرت رو بخورم من ! الااااهی !! بگردم ! چطوری تو ؟ ببین ! خب تو به من بگو ببینم راه داره یا نه ! آفرین ! همینه ! ایول ! قربونت برممم مننن !همینه که من همیشه دوست دارم با تو بازی کنم ! میدونی چیه ؟ توی روسیه هم بین قبایل شمالی و جنوبی مطرح بوده این قضایا ! یه کتاب شمنسیم هم دارم که راجع ما مطلب نوشته توش ! بیا با هم داپلیکیت کنیم ! اگه نشه من خودم رو ستیزفای می کنم !

دکتر رضا ( در حلیکه لبخند به لب دارد و یه یاه یه یاه ! ! می خندد ) :تو اصلن دیووووانه ای ! ابله !! روانت شاده هاااا ! حیف که اخلاق من رودرواسی داره و نمیتونم حضوری بهت چیزی بگم ! فقط ببین ! جون مادرت !آدرس وبلاگم رو میدم با دوستات بیا یین برای من چند تا کامنت بگذار ! دقت کن !

آجر پاره (در نقش یک وندال ) : ایششش ! بیا دسته گل بهت بدم ! من اقدسم ! توی خونه صدام میکنن ممی !در شان تو نیست که جواب یه خانوم محترم رو اینجوری بدی ! چیه چرا اینجوری نیگام می کنی ؟ خب تا حالا تیکه ی اینجوری ندیدم دیگه !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط آراز   |