...
یک ) یکی از این ایجنت های فوتبال که بعضی هم می نویسندشان " دلال" بعد از یکی از بازی های پرسپولیس پشت در رختکن به استیلی می گفت که :" حمید ! قرآن خدا که عوض نمی شود اگر یک بازی خلیلی را بگذاری روی نیمکت و به جایش به خیرخواه بازی بدهی " ! جواب استیلی را نمی دانم چه بوده ولی احتمالن نیمکت نشین کردن بازیکنی که کم گل می زند ولی به موقع گل می زند و رابطه اش با هواداران هم خیلی خوب است و حرکت روی اعصابی ندارد سخت است و به همین دلیل ساده هست که خلیلی حتا اگر دو بازی پشت سر هم ، هم گل نزند، باز بازی می کند و دوستش دارند .
دو) حکایت وبلاگ این دلاویز ما هم همین است . این دل آویز "همیشه" گل نمی زند . اما همیشه دوست داشتنی هست و من هم خیلی بیشتر از بقیه دوستش دارم . پس وبلاگش حتمن خواندنی خواهد بود حتا اگر یک صفحه خالی سفید باشد . پرانرژی شروع کرده است و به کارش اعتقاد دارد . امیدوارم هم عاقبت به خیر بشود و هم راضی و هم آقای گل . ولی برای من از همه این ها مهمتر این است که خوب هم بازی کرده باشد .
سه) عجب حس غريبيست، حس كه نه، عملكرد، يك نوع "تنبلي در رفتار دونفره" يا "تنبلي عاشقانه"!
بعد از يك مدت كه پارتنر ثابت نداشتهاي و دنيا را به فلانت دانستهاي، وقتي كه بخواهي درگير رابطهاي نسبتن طولاني (با تعاريف نسبي) بشوي، كارهاي سادهاي مثل احوالپرسي مكرر در طول روزها (با هر فركانسي كه باشد) و يا الزام در گفتن "يك شب به خير ساده" در يك شب استثنايي كه "شب به خير"ت نمي آيد، و يا حتا توضيح دقيق اينكه فلان روز چگونه شد كه آنگونه شد، آنچنان انرژي وحشتناكي مي طلبد كه انگار مي خواهي عادت خوابيدن روي شانهي راست را با شيوهي دمرو عوض كني!
با همه اوصاف تمام تلاشهاي مذكور (در قالب تعاريف متفاوت) جزوي از نيازهاي غير قابل انكار در هر رابطهي دوجانبهاي هستند. يك بده بستان خيلي منطقيِ و خيلي احساسي كه سلامت رابطهها بسيار بندِ آن است. به همين سادگي كه اگر شبي من هواي لاسيدن با تلفن تا خود صبح را داشتم و طرفم حداقل نصف راه را به خاطر همراهي آمد، يادم بماند كه وقتي اعصابم پريو-د زده بود و به ديوار پنجول مي كشيدم، لااقل از يك "دوستت دارم" ساده محرومش نكنم.
* این شماره ۳ عینن از وبلاگ درجه ۳۵ آورده شده است و نتیجه اش می تواند راجع به رابطه ی دو رفیق هم جنس هم صدق نماید . البته امیدوارم مرد تنها تا کلمه ی هم جنس را دید گیر ۳ پیچ ندهد بی حیا !

