...
آره داشتیم چی می گفتیم ؟ بنویس : آنقدر حرف نزدیم تا حرف زدن از يادمان رفت ! گفتیم بگذار هر چه نمی گوییم را بنويسیم ! بعد ديدیم حرفی را که نمي شود گفت آخر مگر مي شود نوشت ؟ آنقدر ننوشتیم تا نوشتن از يادمان رفت ! گفتیم بگذار بهشان فکر کنم ! ولي آخر چيزی را که نمي شود توی يک تکه کاغذ جمع کرد مگر مي شود داخل يه کله نگه داشت ؟ بعد ديدیم فکر کردن از يادمان رفته است . اين بود که شروع کردیم به حرف زدن ! اينجوری شد که ديگر فکر هم نکردیم !
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط آراز
|

