...
بچه های ما در آینده یک دسترسی بی نظیر خواهند داشت .یک دسترسی عظیم که ما از داشتنش محروم بودیم . دسترسی به دفتر روزانه ی حتا گاه و بی گاه ما . خیلی مزه ی جالبی خواهد داشت حتمن . طعمش به درستی معلوم نیست . گس ؟ ترش ؟ شیرین ؟ تلخ ؟ بی مزه ؟ حتا رنگش هم . جالب است کودک ما در آینده ای نه چندان دور با یک سرچ ساده با چند تا لینک مرتبط و غیر مرتبط می داند که پدرش و مادرش ، عمو ها و دایی ها و خاله ها و عمه های مجازش اش چگونه حرف می زده اند، می نوشته اند. پدر و مادرش تفریحش چه بوده و چقدر بوده و با که بوده و تا کی بوده است. چه چیز و چه کسی را دوست داشته و از چه چیز و چه کسی خوشش نمیامده و روی اعصابش بوده است . چه فیلم هایی نگاه می کرده اند و چه کتاب هایی می خوانده اند . کجا ها می رفته اند و کجا نمی رفته اند . این شاید برای او شیرین باشد که از بیست و پنج سالگی پدرش را مکتوب داشه باشد اما من باید دقت کنم . دقت کنم تا چیزی ننویسم که اگر ۲۰ سال دیگر ، ۲۰ سال دیگری که مثل باد و تند تر از همین ۲۰ سال پیش آمده است ، آمد و اینجا را خواند خیلی شرمنده اش نباشم .

