تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1166

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

بچه های ما در آینده یک دسترسی بی نظیر خواهند داشت .یک دسترسی عظیم که ما از داشتنش محروم بودیم .  دسترسی به دفتر روزانه ی حتا گاه و بی گاه ما . خیلی مزه ی جالبی خواهد داشت حتمن . طعمش به درستی معلوم نیست . گس ؟ ترش ؟ شیرین ؟ تلخ ؟ بی مزه ؟ حتا رنگش هم . جالب است کودک ما در آینده ای نه چندان دور با یک سرچ ساده با چند تا لینک مرتبط و غیر مرتبط می داند که پدرش و مادرش ، عمو ها و دایی ها و خاله ها و عمه های مجازش اش چگونه حرف می زده اند، می نوشته اند. پدر و مادرش تفریحش چه بوده و چقدر بوده و با که بوده و تا کی بوده است. چه چیز و چه کسی را دوست داشته و از چه چیز و چه کسی خوشش نمیامده و روی اعصابش بوده است . چه فیلم هایی نگاه می کرده اند و چه کتاب هایی می خوانده اند . کجا ها می رفته اند و کجا نمی رفته اند . این شاید برای او شیرین باشد که از بیست و پنج سالگی پدرش را مکتوب داشه باشد  اما من باید دقت کنم . دقت کنم تا چیزی ننویسم که اگر ۲۰ سال دیگر ، ۲۰ سال دیگری که مثل باد و تند تر از همین ۲۰ سال پیش آمده است ، آمد و اینجا را خواند خیلی شرمنده اش نباشم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط آراز   |