تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1164

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

ما هر دفعه که مافیا بازی می کنیم به نتایج جدیدی می رسیم . دفعه ی قبل داخل بازی بحث سنگین شده بود و قضیه به کل کل کشیده بود .  من به روشی که بازی می کنم ، چند نفر را همزمان حدس می زنم و سعی می کنم روابط حمایتی بین افراد را تحلیل کنم . دفعه ی قبل و قبل تر اگر این حدس حتا ۷۰ درصدش هم درست باشد به حساب اینکه من چشم هایم را نبسته بودم گذاشته شد و اینکه حتمن از لای چشم هایم بازی را دیده ام . هر چه سعی کردم که طرفین را قانع کنم که اینجور نبوده است موفق نشدم . هفته ی پیش با یکی از دوستان گپ می زدیم و صحبت این بود که اینجور مسایل که روی اعصاب می ماند ممکن است در بلند مدت باعث دلخوری بین رفقا بشود و قرار شد که صحبت کنیم تا هیچ چیزی جدی گرفته نشود تا خدای ناکرده نه باعث دلخوری رفقا بشویم و نه به خودمان بد بگذرد. خلاصه دیشب که دوباره دور هم جمع بودیم و خواستیم مافیا بازی کنیم به خودم قول داده بودم که خیلی راحت بازی کنم و توی فاز جدی نروم ولی نشد که نشد . یعنی نشد که نشد . یعنی هر چه هم که من بخواهم راحت باشم آن رفیقی که متهم است توی بازی -بدون اختیار- راحت نخواهد بود چون متهم است و نباتید ببازد و لو برود . خلاصه این باگ این بازی است به نظرم که بازی کردن بدون حرف و حدیث و دلخوری  را مشکل نزدیک به غیر ممکن می کند .هر چه هم من یا دیگری بخواهد که اینجور نشود لعنتی نمی شود که نمی شود .  این را داشته باشید تا بعدی را بگویم . ما نه سنمان به چت و مسنجر بازی و این حرف ها می خورد و نه روحیه مان . اما ۸ تا ۱۰ پیش که شبکه بازی می کردیم اصطلاحی داشتیم به نام "میس پیج" که مثلن اکبر و احمد و اصغر و پریوش داشتند روی خط داشتنند با هم گفتمان می کردند و قضیه هم که خوب معلوم است که وقتی سه تا پسر و یک دختر همزمان روی خط باشند پسر ها راجع به چیزی حرف می زنند ! و دختر هم چقدر خوشحال است ! مثلن اکبر به احمد می گفت "به نظرت حال پریوش خوب است ؟ چشاش از جنس مرغوب است ؟" و احمد که به اکبر جواب می داد و جوابش را میامد به اصغر هم کپی/پیست کند - که اصغر هم بداند و از دنیا برود بهتر است که نداند و بمیرد - ولی احمد هول می شد و اشتباهن پیجش را به خود پریوش می زد که  " حاجی ! چشماش رو هچ ! لامصب ! باسن جنیفر لوپز ی اش چقدر خوب است " .   خب ! انفجار صورت می گرفت و همه می رفتند روی هوا و می ترکیدند و چاره ی دم دستی اش این بود که احمد یک هو دیسکانکت کند و بدون خداحافظی برود و چند روز بعد بیاید و بگوید که مسافرت بوده و آیدی اش هم هک شده بوده است  ! و او از طرف هکر از همه عذر می خواهد .  صبح که داشتم موبایلم را نگاه می کردم متوجه یک اس-ام-اس شدم که دیشب یکی به دیگری می خواسته جواب بفرستد راجع به این سوال که "رضا نقشش در این بازی چیست ؟" و  جواب اشتباهن  برای من که رضا باشم فرستاده شده است ! خب این "میس مسیج " بعلاوه ی "آن را که گفتم داشته باشید" به من می گوید  که " دیگر مافیا بازی نخواهم کرد" !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط آراز   |