تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1152

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

می شود پایان این خیمه شب بازی جدید را هم حدس زد . افشین قطبی پسر رضا قطبی - پسر خاله فرح پهلوی و رییس سابق صدا و سیما در زمان پهلوی - با ۱۰۰۱ سلام و صلوات به ایران آورده می شود . سفیر ایران در هلند زحمت می کشد و پاسپورت ۲ ساعته برایشان صادر می کند . قطبی در مهر آباد جو گیر می شود و می گوید آمده ام که خون و قلبم را برایتان هدیه کنم . این بعد از آن تنظیم قرارداد حرفه ای ۶۰۰ هزارتایی است البته . حمید استیلی می گوید که آماده است که از قطبی کار یاد بگیرد . قطبی می گوید که علم روز را به ایران آورده است و در سوابق خود ناشیانه به مربیگری تیم فوتبال زنان آمریکا اشاره می کند . کاشانی ابراز خرسندی می کند و همه خوشحالند و تابستان است و فصل عاشق شدن و هندوانه خوردن . اما ما چه کنیم که فرزند همین روزگاریم . به همین خاطر عادت کرده ایم تا به گیرنده های خود دست نزنیم که ایراد از فرستنده هاست . می شود روزی را دید که قطبی از نبود امکانات گله می کند . زمین آزادی را زمینی می داند که به قول خداداد پای بز کوهی در آن می پیچد و زمین های شهرستان ها نیز زمین چوگان خطاب می کند . می گوید که ناراحت حقوق معوقه ی خویش نیست و نگران بازیکنان بی نوایی است که باک بنزین بی ام دبلیو هایشان خالی شده است و اجاره خانه های فرشته شان خیلی وقت عقب افتاده و دل به کار تمرین نمی دهند و خاک بازی می کنند . حمید استیلی در کارش دخالت می کند و ارسال دنیزلی را جان به لب کرده و الان هم می خواهد او را بی آبرو کند . همیشه اینجور مواقع یک چند تایی مربی بدون تیم هستند که در سلک موافق و مخالف در آیند و همنوازی و مخالفت کنند و خدا نکند که حاجی مایلی بدون تیم باشد که آن وقت قول به افشاگری می دهد و زیر و روی قطبی را می شوید و تطهیر می کند و علی رسم هذه الامور نشریه ها هم می زنند و می کوبند و می فروشند و می خریم و می خوانیم تا یکی اقدام انقلابی کند و تیم را بدهد دست استیلی تا آخر فصل که زعمای قوم فکر اساسی کنند و عید می شود و قطبی می رود و در آمریکا مصاحبه می کند و از دست پرسپولیس به فیفا شکایت . بقیه داستان را هر کس به سلیقه ی خودش بنویسد که قس علیهذه !!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط آراز   |