تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1147

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

خیلی حس جالبی دارد که دوستی که از کودکی با هم همبازی بوده اید و همدیگر را نه به عنوان های امروز که اندکی بیش از سن نوزادی یادتان می آید ، دارد داماد می شود . نمیدانم . حس قشنگی دارد . موقع دامادی خودمان که اینقدر سرمان شلوغ شد که حس ها غریبی کردند و زیاد سر به سرمان نگذاشتند . به هر حال امیدوارم این شتر بخوابد روی همه ی دوستان مجرد در حاشیه و متن ما آن هم تک تک !

ضمنن چون به لطف حضرت گوگول ! روزانه بسیاری با سرچ متن کارت دعوت برای عروسی به اینجا سر می زنند این متن ها را باز می گذاریم که دست خالی نروند و اگر هم انتخاب کردند یک دعایی برای باقی جمع این عذب اوغلان ها و عزب قزی های اکیپ ما بنمایند از آن نوع !

ضمنن لطف کنید اگر انتخاب کردید کامنت بگذارید تا ببینیم چقدر طرفدار دارد این ها هر کدام !

 

این متن کارت دعوت من و ماه بانو بود پارسال :

 

"سخن از پیوند سست دو نام

و هم آغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست

سخن از زندگی نقره ای آوازی ست

که سحر گاهان فواره ی کوچک میخواند

ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم

در نگاه شرم آگین گلی گمنام

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روزست و پنجره های باز

و اجاقی که در آن اشیاء بیهوده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

و تولد و تکامل و غرور

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم 

بر فراز شبها ساخته اند "

 

  

و این هم چند تایی "متن کارت دعوت عروسی " دیگر :

 

دلمان می خواهد با نسیم سحری

شاخه ای از گل یاس

بوته ای از گل مریم

بغلی از گل از گل سرخ

همه را دسته کنیم

برگیریم و بسازیم سبدی از پر طاووس سپید

تا دهیم مژده بر آنان که در این بزم به ما پیوندند

 

و

 

من و او هم سفری یک دل و یک دانه شدیم

هم ره دلشدگان راهی میخانه شدیم

قدمی رنجه کنید و در ما بگشایید

طرب اینجاست بیایید که پیمانه شدیم

 

و

 

می سراییم با هم شعر شکفتن را در باغی از آرزو

با نوایی از پیوند

با آمدنتان هم صدایمان باشید

 

و

 

قلب من و تو را

پیوند جاودانه ی مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین ما

این عهد بسته باد

 

 

و

 

یادتونه بچه بودیم می گفتین ایشالله عروسیتون ؟

خب ! حالا عروسیمونه ! تشریف بیارین !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط آراز   |