
دو روزی بود که سرمان حسابی شلوغ بود. چند تا نظارت همزمان برداشته ایم که چون نمی خواهیم کتره ای نظارت کنیم و گاهی می رویم و سر می زنیم حسابی توی این گرما لت و پارمان می کند . یک جا هم با این آرش اوغلان رفتیم و دیدیم طرف دیمی گود برداری کرده است . چند تا حرف آب دار به طرف گفتیم و برایش خط و نشان کشیدیم و چند تا دعا هم به در و دیوار ها فوت کردیم و به توصیه یکی از همکار ها هم عمل کردیم و فردا صبح علی الطلوع رفتیم خودمان را بیمه ی مسولیت مهندسی کردیم و به روان پاک و شاد حسین بسطامی هم لعنت فرستادیم که همه ی کارهایش بیمه ی ابوالفضل است . بعدی هم این بود که یکی از رفقایمان یک ماشین خوب می خواست و زنگ زد و ما را وکیل کرد که چون از تهران دور است ما برویم ویک ماشین خوب تا سقف ۸۰ تا انتخاب کنیم وببینیم چه می کنیم . علی رسم هذه الامور زنگ زدیم به آرش اوغلان با وفا و در معیتش رفتیم و ما یک ۳۲۰بی-ام-دبلیو مدل ۲۰۰۷ پسندیده بودیم که آرش اوغلان نظر داد ۳۲۵ مدل ۲۰۰۷ بهتر است و نتیجه این شد که این عروسک را خریدیم ! خودم هم یکی از آمالم داشتن این عروسک است که انشالله به دستش می آوریم به وقتش . با توجه به اینکه برای برادر همین دوستمان هم سه ماه پیش با آرش اوغلان یک بنز ای-۲۸۰ آوانگارد یک شبه و فقط ظرف ۳ ساعت خریده بودیم ، آرش پیشنهاد داد که از این به بعد وقت های فراغتمان را بزنیم توی کار بیزنس ماشین آن هم فقط تکنولوژی برترآلمان که من دلیل آوردم چون وقتی آدم می خواهد وارد یک نمایشگاه ماشین بشود - گیریم بلا نسبت برخی اشخاص شریف این صنف - انگاری که آدم وارد سلول عمومی افراد دارای جرم مالی زندان اوین شده است بی خیال این تپه بشویم و بگذاریم یک بلندی فتح نکرده داشته باشیم و وجهه مان را خراب نکنیم . اما خدا وکیلی با خرید این عروسک کلی جوان شدیم . شما بگویید حیف نبود ۸۵ تا را به این کوپه ندهیم و یک ۵۲۵ غول پیکر بخریم که همه جای جاده چالوس پاچیده اند؟ ضمنن اگر آنجایتان نمی سوزد من و آرش اوغلان داریم آخر این هفته با این عروسک به شمال می رویم . لازم به ذکر نیست منظور من از شخص سوزنده فقط "علی آقا مرتفع " می باشد .
