
حتا در تعطیلات عید هم اینقدر فارغ از همه چیز نبودیم . خوبی این تعطیلی ها این است که مثل عید هم نیست که مدام هم فکر "پس کی دید و بازدید برویم " – گیریم که من خیلی هم از این رسم بدم بیاید – را داشته باشیم. تعطیلات هفته ی گذشته باعث شد که دست ماه بانویمان را بگیریم و به مدت یک هفته برویم وبچرخیم در صفحات شمالی مملکت و از انزلی و ماسال و فومن و صومعه سرا و چمخاله و رامسر بگذریم و برویم و برسیم به رفق و در ویلای اشرافی رفیق عزیزمان اسی سیا ! اتراق کنیم . در کنار یک جمع ۲۰ نفری بودیم و جوجه و مخلفات ! و آلاچیق و و سه تار و موسیقی زنده و استخر و فوتبال و والیبال و پیاده روی و بازی حکم و بازی مافیا بلایی به سر ما آورد که آفتاب سوز شدن بدن را فراموش کردیم و فقط لذت بردیم و آرامش و تعطیلی را به بدن اعمال کردیم . خیلی خوش گذشت و چیزهای جدیدی هم یاد گرفتیم که بماند برای خودمان و در آخر هر چند که اینجا را نمی خوانند تشکر ویژه ای داریم از اسی خان و بانو و پسر خوشگلشان پویا ی 6 ماهه که چند بار در گوشش گفتیم که چون آینده ی ویلا از آن اوست پس بشود داماد ما (: به نظرم اینجور ریست کردن ها گاهی که نه همیشه بدجور برای ادامه ی زندگی مان لازم است . به نظرم همیشه در سخت ترین و شلوغ ترین جای کار هم باید تفریح باید جای ویژه ای در زندگی داشته باشد. کار برای زندگی لازم است ولی کافی نیست . خلاصه که این تفریح خیلی کیفورمان کرده است . ضمنن امروز سالروز ولادت خوش تیپ دو عالم "جانی دپ " عزیز و عشق ما می باشد . جانی عزیز ! ۴۴ سالگی ات مبارک ! وقتی ما عاشق کاپیتان جک گنجیشکه هستیم و خود جانی هم می گوید که عاشق جک اسپارو است مگر حرف دیگری می ماند اصلن ؟

