
دیروز عصر که داشتیم از اتوبان –تهران کرج به سمت منزل بر می گشتیم تقریبن۵ کیلومتری روی شیشه و صندلی و میله و دستگیره رانندگی کردیم . آتش با دود تماشا کردیم و انواع شعار های درخواستی و ترانه های غیر درخواستی گوش کردیم . پرسپولیس ۴ گل از سپاهان خورده بود و حذف شده بود . ظهر رفقا زنگ زدند که به استادیوم برویم و اول می خواستم بروم که بعد منصرف شدم . زنگ زدم به رفقا که در جایگاه خبرنگاران بازی را تماشا کرده بودند . آن ها هم شاکی از بازی و وضع افتضاح بعد از بازی بودند . نمی دانم . من هیچ ناراحت نشدم با اینکه تقریبن ۲۳ یا ۲۴ سال هست که طرفدار این تیم هستم و تمام بازی هایش را تا به امروز دنبال کرده ام اما اصلن ناراحت نشدم . چرا که اصلن انتظار قهرمانی نداشتم . ما اگر مربی خوب و زمین خوب و ساختار مناسب داشته باشیم مگر جز به قهرمانی رضایت می دهیم ؟ خب حالا که هیچ کدام این ها نداریم ما با لهجه ی برادران افغانی " ما غللللللللط بکنیییییم " که به فکر قهرمانی باشیم . خیلی که همت بکنیم زورمان به این قهرمانی بنده ی خدا داور تنومند مسابقه برسد که ۴ تا فحش بارش کنیم که چرا سه دقیقه به پایان مسابقه برای حریفمان پنالتی گرفته است . حالا گیریم که قهرمان هم شده بودیم و سال دیگر باید با تیم های عربستان و امارات بازی می کردیم . مگر قرار بود تا آن موقع شق القمر بکنیم و همه چیزمان درست بشود که بخواهیم آنان را هم از پیش رو ورداریم و حماسه ساز وار برویم و برویم و بخوریم به جوبیلو ایواتا و پوهانگ تا پدرمان را در آورند و به دستمان دهند و به سوی بازار مالزی بفرستندمان برای خرید سوغاتی ! خدا پدر همشهری های اردبیلی مان را بیامرزد که همیشه گفته اند تو اگر طبیبی برای مزاج کچل خودت نسخه کن !! و این یکی ها هم جواب داده اند که بیله دیگ ه ! بیله چغندر !
پ.ن : دوست داشتم که عکس بگیرم ولی یکی گفتم که رفقا می گیرند و یکی هم اینکه به هیچ وجه دوست نداشتم جلوی سر و همسر فحش آنچنانی حواله ام کنند این تماشاچیان بی گناه عصبی هیچی ندار ! فقط یه دلخوشی تماشای فوتبال دار !

