تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1134

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

 

 

دیروز عصر که داشتیم از اتوبان –تهران کرج به سمت منزل بر می گشتیم تقریبن۵ کیلومتری روی شیشه و صندلی و میله و دستگیره رانندگی کردیم . آتش با دود تماشا کردیم و انواع شعار های درخواستی و ترانه های غیر درخواستی گوش کردیم . پرسپولیس ۴ گل از سپاهان خورده بود و حذف شده بود . ظهر رفقا زنگ زدند که به استادیوم برویم و اول می خواستم بروم که بعد منصرف شدم . زنگ زدم به رفقا که در جایگاه خبرنگاران بازی را تماشا کرده بودند . آن ها هم شاکی از بازی و وضع افتضاح بعد از بازی بودند . نمی دانم . من هیچ ناراحت نشدم با اینکه تقریبن ۲۳ یا ۲۴ سال هست که طرفدار این تیم هستم و تمام بازی هایش را تا به امروز دنبال کرده ام اما اصلن ناراحت نشدم . چرا که اصلن انتظار قهرمانی نداشتم . ما اگر مربی خوب و زمین خوب و ساختار مناسب داشته باشیم مگر جز به قهرمانی رضایت می دهیم ؟ خب حالا که هیچ کدام این ها نداریم ما با لهجه ی برادران افغانی " ما غللللللللط بکنیییییم " که به فکر قهرمانی باشیم . خیلی که همت بکنیم زورمان به این قهرمانی بنده ی خدا داور تنومند مسابقه برسد که ۴ تا فحش بارش کنیم که چرا سه دقیقه به پایان مسابقه برای حریفمان پنالتی گرفته است . حالا گیریم که قهرمان هم شده بودیم و سال دیگر باید با تیم های عربستان و امارات بازی می کردیم . مگر قرار بود تا آن موقع شق القمر بکنیم و همه چیزمان درست بشود که بخواهیم آنان را هم از پیش رو ورداریم و حماسه ساز وار برویم  و برویم و بخوریم به جوبیلو ایواتا و پوهانگ تا پدرمان را در آورند و به دستمان دهند و به سوی بازار مالزی بفرستندمان برای خرید سوغاتی ! خدا پدر همشهری های اردبیلی مان را بیامرزد که همیشه گفته اند تو اگر طبیبی برای مزاج کچل خودت نسخه کن !! و این یکی ها هم جواب داده اند که بیله دیگ ه ! بیله چغندر !

پ.ن : دوست داشتم که عکس بگیرم ولی یکی گفتم که رفقا می گیرند و یکی هم اینکه به هیچ وجه دوست نداشتم جلوی سر و همسر فحش آنچنانی حواله ام کنند این تماشاچیان بی گناه عصبی هیچی ندار ! فقط یه دلخوشی تماشای فوتبال دار !

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط آراز   |