تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1128

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

۴ سال پیش یکی از همین روزها بود که با ماه بانو برای بار اول به جاده چالوس رفتیم بعد از آسارا  در رستوران جوان ، کنار رودخانه نشستیم و با شمع های روشن مکش مرگ و سوسولی نامزد بازی ناهار خوردیم . به  شهرام ناظری و عاشقانه های سنتی را در راه برگشت گوش کردیم و به  تابلوی " باد  نده، سنگین حرکت کن"  خندیدیم . همین اردیبهشت ۴ سال پیش .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط آراز   |