تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1012

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

...

ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شدمی​گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جوای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند توزین حلقه نجهد گوش​ها کو عقل برد از هوش​هابازی مبین بازی مبین این جا تو جانبازی گزینغره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمدمن که ز جان ببریده​ام چون گل قبا بدریده​اماین قطره​های هوش​ها مغلوب بحر هوش شدخامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم تشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شدچون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شدمشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شدتا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شدسرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شدکاستون عالم بود او نالانتر از حنانه شدزان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شدذرات این جان ریزه​ها مستهلک جانانه شدشمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

...

استاد شهرام ناظری باز هم با همراهی گروه دستان شوری دیگر خلق کرده است . برای طرفداران موسیقی سنتی و همه ی کسانی که استاد ناظری و سبک اجرایش و اشعار مولانا را دوست دارند  "لولیان " فقط یک محشر است و محشر . تصنیف لولیان و همچنین تکنوازی بربت همراه با غزلی از مولانا به نام "سرمست"  و سه تار و آوازی از ناظری با رباعی ای از ابوسعید ابوالخیر شوری هست و شنیدنی دارد البته .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط آراز   |