تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1115

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

سال تمام می شود . دهه ی سوم زندگی را پشت سر گذاشته ام و از فردا ۳۱ ساله خواهم شد . طعم عجیبی دارد . یاد ۷۵ به خیر . ۲۱ هم طعم عجیبی داشت . سالی که گذشت مثل همیشه ی همه ی سال های گذشته خوب و بد داشت . تلخ و شیرین داشت . غم و شادی داشت . سستی و شور داشت . یک چیز اما فرق کرده است . امسال بعد از ۴ سال عقد ، زندگی متاهلی را هم آغاز کردیم . هر چند هنوز یک ترم ماه بانو باقی مانده بود و خیلی با هم نبودیم . اما خانه ی خودمان بود و زندگی مستقل خودمان . حرف هایش هم بماند برای خودمان . اما سالی که گذشت از لحاظ  "کار" سال خوبی بود . چیزهای خوبی را به دست آوردم و سال موفقی داشتم . از نظر مسافرت هم یکی از ارکان زندگی ما حساب می شود باز هم سال خوبی بود . فقط می ماند یک قول که امسال این هفته ی آخر به خودم داده ام . می نویسم تا یادم باشد که تفریح سال دیگر نباید کم شود و اینکه وقتی کار تعطیل می شود فکر کار تا فردا صبح همان جا بماند . همین .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط آراز