...
به نظرم نوستالوژی احمقانه ایست اگر این شلوغی ها دم عید را دوست داشته باشیم . اصلن تو توی ماشین بنشین و هر ساعت نیم متر به جلو برو و از نوستالوژی ات لذت ببر . به نظرم فرق داشت آن شلوغی های میدان تجریش و پاساژ کویتی ها با هنگ کردن های فرسایشی این روز ها داخل هر خیابان و اتوبان و حتا هر کوچه و پس کوچه ای . نخیر . این شلوغی ها نه ما را یاد چیزی می اندازد و نه حسی جز حس خستگی به ما می دهد . حوصله هم نداریم که یقه ی کسی را بگیریم که چرا اصلن اینجور است . خیلی خسته ایم . همین .
و به نظرم باز هم همینجوری است این حساسیت ها به فیلم ۳۰۰ ساخته ی میلر . یک قوم ۳۰۰ نفره ی یونانی کلی سرباز وحشی و زشت "ایرانی" را نابود می کنند و حالا ما باید ۳۰۰ نفره "کل یوم" با دنیا بجنگیم که نخیر اینجوری نبوده است و آنجوری بوده است و شاه ما زشت نبوده و خوشگل بوده است و ما وحشی نبوده ایم و "کل یوم" با تمدن بوده ایم و احتمالن اگر نجنگیم و حرفی نزنیم عرق ایرانی نداریم و ترب و سیب زمینی و شنبلیله ایم . یک لحظه صبر کنید . کدام شما با تماشای "یک" فیلم راجع به ملتی نظر می دهید ؟ آن هم فیلم کامیک استریپی مثل ۳۰۰ ؟ اصلن وقتی مثلن آپوکالیپتو را نگاه کرده اید فکر کرده اید دارید یک فیلم تاریخی مستند و منطبق بر واقعیت نگاه می کنید ؟ طرف یک فیلم ساخته . اگر هم نقدی هست باید بر نقد بر فیلم باشد . اگر می توانید بروید یک فیلم بسازید و توی آن با یک ایرانی پری چهره بزنید سپاه غول ها ی زشت یونانی و آمریکایی را داغان پاغان بکنید . ببینید آن وقت آنها هم بمب گوگلی درست می کنند یا طومار اینترنتی پرچم می کنند ؟ انگاری داریم بدجوری به این تیپ کارها و اینجور جیغ جیغ کردن ها عادت می کنیم . به نظرم اینجور کارهای ما هم ارزش ساختن دوباره ی یک فیلم هیجان انگیز را دارد . باید دید این بار کدام یک از کارگردان ها به سراغمان می آید .

