تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1112

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

به نظرم نوستالوژی احمقانه ایست اگر این شلوغی ها دم عید را دوست داشته باشیم . اصلن تو توی ماشین بنشین و هر ساعت نیم متر به جلو برو و از نوستالوژی ات لذت ببر . به نظرم فرق داشت آن شلوغی های میدان تجریش و پاساژ کویتی ها با هنگ کردن های فرسایشی این روز ها داخل هر خیابان و اتوبان و حتا هر کوچه و پس کوچه ای . نخیر . این شلوغی ها نه ما را یاد چیزی می اندازد و نه حسی جز حس خستگی به ما می دهد . حوصله هم نداریم که یقه ی کسی را بگیریم که چرا اصلن اینجور است . خیلی خسته ایم . همین .

و به نظرم باز هم همینجوری است این حساسیت ها به فیلم ۳۰۰ ساخته ی میلر . یک قوم ۳۰۰ نفره ی یونانی کلی سرباز وحشی و زشت "ایرانی" را نابود می کنند و حالا ما باید ۳۰۰ نفره "کل یوم" با دنیا بجنگیم که نخیر اینجوری نبوده است و آنجوری بوده است و شاه ما زشت نبوده و خوشگل بوده است و ما وحشی نبوده ایم و "کل یوم" با تمدن بوده ایم  و احتمالن اگر نجنگیم و حرفی نزنیم عرق ایرانی نداریم و ترب و سیب زمینی و شنبلیله ایم . یک لحظه صبر کنید . کدام شما با تماشای "یک" فیلم راجع به ملتی نظر می دهید ؟ آن هم فیلم کامیک استریپی مثل ۳۰۰ ؟ اصلن وقتی مثلن آپوکالیپتو را نگاه کرده اید فکر کرده اید دارید یک فیلم تاریخی مستند و منطبق بر واقعیت نگاه می کنید ؟  طرف یک فیلم ساخته . اگر هم نقدی هست باید بر نقد بر فیلم باشد .  اگر می توانید بروید یک فیلم بسازید و توی آن با یک ایرانی پری چهره بزنید سپاه غول ها ی زشت یونانی و آمریکایی را داغان  پاغان بکنید . ببینید آن وقت آنها هم بمب گوگلی درست می کنند یا طومار اینترنتی پرچم می کنند ؟  انگاری داریم بدجوری به این تیپ کارها و اینجور جیغ جیغ کردن ها عادت می کنیم . به نظرم اینجور کارهای ما هم ارزش ساختن دوباره ی یک فیلم هیجان انگیز را دارد . باید دید این بار کدام یک از کارگردان ها به سراغمان می آید .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط آراز   |