تبليغاتX
نوشته های بر سنگ - 1095

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

...

انگار عادت کرده ایم که هر چه را که ذره ذره و با زحمت جمع می کنیم به یکباره و ناگهان از هم بپاشیم . حکایت برنامه 90 است و عادل فردوسی پور . بین این همه گزارشگر جورواجور و لپ تاپ به دست زحمت بکشی و اسمی به هم بزنی و برنامه ای که سال ها جایش در تی.وی ما خالی بوده در بیاوری و آن قدر برایش مخاطب جذب کنی که حتا ابهت سلطانی مثل پروین هم جلوی ان کم بیاورد و بشکند آن وقت بیایی و با شو های دست چندم مبتذل – به معنی واقعی کلمه – خرابش بکنی . کاری که فقط از یک "عادل" بر می آید . چشم ما در کنار تکیه کلام های نخ نما شده ی این شب هایش و در کنار بازیکنان درجه چندم دیروز و کارشناس شده ی امروز فقط چهره ی انار فروشان ساوه را ندیده بود که به جمال بی مثال و صوت دل نشینشان روشن شد . برنامه ای انتقادی که جذابیتش به خاطر رک و صریح بودنش و بی ملاحظه گی کودکانه اش به دست آمده بود این شب ها شده است محل کل کل کارشناسان انتقادی و رییسان دیروز که طی این دو سال اخیر هم با تحولات بی پایه ی ورزش ایران هی جایشان با هم عوض می شود . بازیکنی که در زمان بازی اش هزاران مشکل تکنیکی و تاکتیکی داشته است با یک دست کت و شلوار جلوی دوربین تبدیل به کارشناسی مثل کرامر شده و طرح های دهه ی 70 میلادی را می جود و به جای تحلیل بازی ، صحنه ها را گزارش می کند . از همه جالب تر آوردن کل کل مبتذل خاله زنکی بین مربیان و بازیکنان به صفحه ی تی.وی است . کسی آن یکی را انار فروشی خطاب می کند که جامه ی مربی گری دوخته و دیگری از اینکه دست زیاد شده و فامیل های این یکی صادرات انار ساوه را قبضه کرده اند گله می کند . بیله دیگ ه بیله چغندر . باید همه چیزمان به همه چیزمان بیایید . عادل هم انگار صدای جدایی بود که بین همهمه و بلبلشوی هم زنندگان حلیم فوتبال ما ته نشین شد و سوخت و رفت پی کارش .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط آراز