...
هرچه از ترافیک و گیر کردن در جاده و این حرف ها هر سال هی شاکی باشیم باز هم به نشستن در خانه و دید و باز دید های اجباری رفتن و پس دادن می ارزد باور کنید . هوای خوب شمال و شکم چرانی هایمان با شاندیز ها و شیشلیک های دست ساز و جوجه ها و باقالی قاتق ها و زیتون پرورده ها کمی حالمان را جا آورده است . موقع برگشتن در ترافیک 9 ساعته ی جاده چالوس اصلن خسته نشدم و فقط به این فکر می کردم که چرا ما ها عادت داریم به هر کسی و هر چیزی که جلوی ماست فرو کنیم . حالا تو بگیر ما شخصی باشیم که می خواهیم سیستم کامپیوتر خانگی بخریم و تا برمی گردیم فروشنده ی دراز قدی به نام علی سلی به ما فرو می کند یا راننده ای هستیم که با رعایت فاصله ی ایمنی در شب در حال رانندگی در مه و تگرگ و برف و باران در هزار چم کندوان هستیم و از راننده ی کچل سر براق ماشین عقبی اصرار و ابرام که در صندوق عقب ماشین ما فرو کند ! به خانه آمدیم و ساعت 3 نیمه شب بعد از دیدن فیلم "رفقای خوب" اسکورسیزی ، خواستیم در سال جدید که همه چیز تغییر می کند لباس ویندوز کامپیوترمان را هم نو کنیم و آپ دیتش را اینستال کردیم که پیغام داد : " تو یک دزد هستی که ویندوزت تقلبی هست و شما ها همه تان سر و ته یک کرباسید و یک رفیقتان هم چندی پیش لو رفته بود " . فهمیدیم باز هم علی رسم هذه الامور این بو ها از سمت آرش است و کار ، کار سیموور است . از آنجایی که حافظه مان هم بد نیست و اکبر حافظه هستیم ، یادمان بود که آرش در ماه اکتبر این بلا به سرش آمده بود . به آرشیو وبلاگش مراجعه کردیم و نحوه ی کرک کردن را خواندیم و به سیستم اعمال کردیم و دیگر موقع لاگین به ویندوز ، بیل گیتس پرچم دزد دریایی حواله مان نداد . ما هم به پیروی از هاچ سیمور با تمامی انگشتان شست دست و پا علامت مخصوصی به ماکروسافت حواله کردیم و شادی کردیم و این چنین است که از امروز در روز 6 برج حمل سنه ی 86 از خانه سال نو را آغاز می کنیم .

