تبليغاتX
نوشته های بر سنگ

نوشته های بر سنگ

کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویم بگرداند

 

Last tango in paris را باید چند بار ببینید . فیلم حتمن بدون مارلون براندو ی کبیر آخرین تانگو نمی شد . یک فیلم تقریبن قدیمی از برتولوچی با بازی براندو . محشر است . به گمانم فیلم Dreamers هم که بعضی ها از آن به عنوان یک فیلم پ.و.ر.ن.و یاد می کنند کارهمین برتولوچی باشد . فیلم آخرین تانگو در پاریس داستان زندگی مرد پا به سن گذاشته ای که در یک آپارتمان با دختر جوانی رابطه جنسی برقرار می کنند . همین یک خط داستان دو ساعته ی فیلم هست . بقیه را خودتان ببینید . صحنه ی آخر فیلم حتمن غافلگیر خواهید شد . زمان ساخت فیلم هم به گمانم یکی-دو سال قبل از ساخت قسمت اول پدر خوانده و بازی براندو در نقش دون ویتو کورلئونه باید باشد . فیلم شاهکاری هست که دوباره تماشایش کردم . بار اول دیدن شاید مربوط به ۱۳ سال پیش و تحت تاثیر حس خاص ! آن دوران قرار گرفت .  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط آراز   | 

 

...

 به عبارت دیگر چنین می شود : دشمن نمی تواند ما را شکست دهد . ما خودمان لایق شکست خوردن می شویم .

 

 بعد از تحریر : یک جایی خواندم که یک زمانی مربی تیم ملی هلند قبل از بازی با ایتالیا گفته بود : " ایتالیایی ها نمی توانند ما را شکست دهند . ولی ما می توانیم به ایتالیایی ها ببازیم " . به نظرم بدون شرح بهتر است .

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط آراز   | 

 

...

خیلی شخصی هست ولی فقط برای ثبت می نویسم که مثل چاهار دست و پاها بوی زلزله ای را احساس می کنم . همین .

 

...

خیلی شخصی هست ولی می نویسم که یادم باشد که دوره ی جدیدی شروع شده . به نظرم آهسته و پیوسته بهتر از تخت گاز رفتن می آید . امیدوارم البته این آهسته رفتن باعث عقب ماندن و به زمین فرو رفتن نشود. آینده قابل پیش بینی نیست ولی تلاش میکنم که در دستش داشته باشم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط آراز  

 

نه هیچ حالی از بازی جودی فاستر بردیم و نه بازی دنزل واشینگتن به دلمان چسبید . شاید اگر آن چند تا حرکت کلیو اون هم نبود فیلم Inside man دیگر اصلن جذاب هم نبود . داستان سرقت یک گروه از بانگ که البته هدفشان این بار پول نیست و هدف دیگری را دنبال می کنند . کلیو اون در نقش رییس گروگان گیر ها و سارقین بانک و دنزل واشینگتن در نقش کارآگاه و جودی فاستر هم یک رابط . فیلم چندان به دلمان نچسبید . انتظار بیشتری داشیم . فیلم فقط یک صحنه داشت که به دلمان خیلی چسبید . وقتی رییس گروگان گیر ها اول زن ها را به یک سمت و مرد ها را به سمت دیگری برد داشتیم به آرش می گفتیم باز هم همه چیز مردانه و زنانه شد که کلیو اون یک حرکت بدون توپ انجام داد و به همه گروگان ها دستور داد برهنه شوند و فقط با لباس زیر در بانک بایستند . ما که نه ولی گویا آرش از این حرکت به هیجان امده بود و مدام خوشحال بود .

 

 

اخراجی های مسعود ده نمکی را دوبار دیدیم . یک بار با در معیت خانواده و یک بار به اتفاق دوستان . هر دو بار هم یک دل سیر خندیدیم . در بعضی صحنه ها هم جسارت کارگردان - گیریم سفارشی و حمایتی و یا نه - جالب بود . به خصوص جاهایی که با یک سخنرانی و ایجاد حس جو گیری ملت را یا روی مین می فرستادند و یا با قمه روبروی تانک . به هر حال فیلمی بود که در ژانر فیلم های جنگی ایرانی کنار دیده بان و مهاجر و لیلی با من است ثبت شد در کنار فیلم های دوست داشتنی مان . فیلم بازیگر اسمی زیادی هم دارد و به گفته ی ده نمکی بیشتر از آنکه به فکر تجهیزات باشند به فکر جمع کردن بازیگر سرشناس بوده اند . بازیگرانی  مثل عبدی ، شریفی نیا، دیرباز، حیایی، امیر فضلی، نگار فروزنده، منچهر آذر و .. . ظاهرن مریلا زارعی هم در فیلم بوده که دروغ چرا ما هر چه به چشم بصیرت نگاه گرداندیم ندیدیمش . گویا جزو ۶۰ دقیقه ای از فیلم است که حذف شده و ده نمکی وعده داده که شاید به صورت سی.دی بعدن روانه بازار کند . به هر صورت اگر به فکر خندیدن و تفریح هستید و دلتان نمی خواهد اوقاتتان را با زنجه موره ها - یا ضجه موره ها ؟- ی باران کوثری در خون بازی کدر کنید ، اخراجی ها گزینه ی مناسبی هست . فیلم متلک و تکه ی به یاد ماندنی هم کم ندارد . یک جایی  ارژنگ امیر فضلی - در نقش یک معتاد داخل اتوبوس در حال اعزام به جبهه - می گوید : "برادرا ! شب چاهار شنبه است ! برای غافلگیری اموات صلواااات !!"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط آراز   | 

 

...

هرچه از ترافیک و گیر کردن در جاده و این حرف ها هر سال هی شاکی باشیم باز هم به نشستن در خانه و دید و باز دید های اجباری رفتن و پس دادن می ارزد باور کنید . هوای خوب شمال و شکم چرانی هایمان با شاندیز ها  و شیشلیک های دست ساز و جوجه ها و باقالی قاتق ها و زیتون پرورده ها کمی حالمان را جا آورده است . موقع برگشتن در ترافیک 9 ساعته ی جاده چالوس اصلن خسته نشدم و فقط به این فکر می کردم که چرا ما ها عادت داریم به  هر کسی و هر چیزی که جلوی ماست فرو کنیم . حالا تو بگیر ما شخصی باشیم که می خواهیم سیستم کامپیوتر خانگی بخریم و تا برمی گردیم فروشنده ی دراز قدی به نام علی سلی  به ما فرو می کند یا راننده ای هستیم که با رعایت فاصله ی ایمنی در شب در حال رانندگی در مه و تگرگ و برف و باران در هزار چم  کندوان هستیم و از راننده ی کچل سر براق ماشین عقبی اصرار و ابرام که در صندوق عقب ماشین ما فرو کند ! به خانه آمدیم و ساعت 3 نیمه شب بعد از دیدن فیلم "رفقای خوب" اسکورسیزی ، خواستیم در سال جدید که همه چیز تغییر می کند لباس ویندوز کامپیوترمان را هم نو کنیم و آپ دیتش را اینستال کردیم که پیغام داد : " تو یک دزد هستی که ویندوزت تقلبی هست و شما ها همه تان سر و ته یک کرباسید و یک رفیقتان هم چندی پیش لو رفته بود " . فهمیدیم باز هم علی رسم هذه الامور این بو ها از سمت آرش است و کار ، کار سیموور است . از آنجایی که حافظه مان هم بد نیست و اکبر حافظه هستیم ، یادمان بود که آرش در ماه اکتبر این بلا به سرش آمده بود . به آرشیو وبلاگش مراجعه کردیم و نحوه ی کرک کردن را خواندیم و به سیستم اعمال کردیم و دیگر موقع لاگین به ویندوز ، بیل گیتس پرچم دزد دریایی حواله مان نداد . ما هم به پیروی از هاچ سیمور با تمامی انگشتان شست دست و پا علامت مخصوصی به ماکروسافت حواله کردیم و شادی کردیم و این چنین است که از امروز در  روز 6  برج حمل سنه ی 86 از خانه سال نو را آغاز می کنیم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط آراز   | 

 

 

 

هفت سین 86 ماه بانو

 

این هم از هفت سین  ما ،

سال نو مبارک ،

سلامت ، شاد و کامیاب باشید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 5:7 قبل از ظهر  توسط آراز   |