فرض کنید رفقای ما می خواهند "بهاریه" بنویسند یا راجع به نوروز و سال نو به اجبار چیزی بنویسند . حتمن با چنین صحنه ای مواجه خواهیم شد :
آرش : چند وقتی هست که دوست دارم در مورد نوروز و رسوم ما ایرانیان بنویسم . عرض شود آقا که شما باشی و خانوم که هر کی باشه من دوستش دارم ما در معیت دوستان نوروز رو جشن میگیریم و خدمت همه ی جانبازان عالم هم عرض کنم که این نیست که هر کی کیبرد دستش گرفت بانجوی می فهمه . ما خودمون از بچگی عشق جان بودیم و و خدا شاهده التون جان گوش می کردیم . حتی خدا شاهده وقتی یکی رو می دیدیم که شاهکار خلقت خداست و اندامش شبیه سرکار خانوم جنیفر لوپز هستش و موقع راه رفتن باسن رو به طرز اعجاب آوری تکون می ده و راه میره از ته دل داد می زدیم : جان! حتا خداش شاهده یادی هم از گوته و باخ می کردیم ان موقع . در این عید خجسته و عزیز و این تعطیلات می خواهیم برویم و در اتوبان همه ی ماشین ها را سوسک کنیم و با فولکس فا.و خودمان لایی بکشیم و با سرعت ۱۵۰ تا زیر باران رانندگی کنیم . آخه میدونین که من عشق سرعت دارم و هیچی در زندگی مثل سرعت من رو به هیجان در نمیاره غیر از همون قضیه ی باسن و جان ! فقط امیدوارم این کاربراتور، دنده، گیربکس، صفحه، مگنت، کلاج، سپر، در، فرمون، تسمه و موتور ماشین من سالم باشه و وسط اتوبان گیر نکنم . البته درود بر تکنولوژی برتر آلمان ولی ماشین من هیژژژژ اشکالی نداره و فقط همون قطعاتیش که نام بردم یه کم ایراد داره که اونم مساله ای نیست و طبیعی است خلاصه سال خوشی رو براتون آرزو می کنم و امیدوارم هر کی چشم دیدن ما رو نداره بمیره . البته اینجوری فکر کنم من و آراز سه نفره!! باعث بشیم ۳۰ میلیون نفر بمیرن . جل الخالق . عجب . اعجبوا ! آدم شاخ در میاره !
ژیرس : من اصلن حوصله ی سال نو رو ندارم . رییسم به جای من که مثل یه تراکتور۴ پا کار میکنم ورداشته یه مشت مفتخور رو فرستاده فرانسه . اونا نه مثل من فوق لیسانس از شریف دارن و نه خونشون فرشته هست و نه کفش نایکی دارن و نه حتا مثل من میتونن همزمان فرانسوی رو با لهجه انگلیسی فابریک حرف بزنن . این زندگی و عید چیه ؟ اه ! فشارم بالاست و اعصاب درست و حسابی هم ندارم . باید کارم رو عوض کنم . اصلن از محیط کارم راضی نیستم . توی مملکت ما هیچی جای خودش نیست . جای من اینجا نیست . استاندارد های من خیلی بالاتر از اینجاست .همین الان یاد حکایت عمو جغد شاخدار افتادم که می خواست بنر رو بخوره . ( این روز ها دارم کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب رو می خونم که بعد همش رو براتون کپی/پیست میکنم ). دیشب هم منزل یکی از بچه ها سریال ۲۴ رو نگاه می کردیم . من خودم خیلی از ساترلند خوشم میاد ولی فکر کنم آراز حالی نکرد . البته این آراز هم فیلم داره ولی خب الکی الکی . به پای من نمیرسه . گیرم فیلم هم زیاد داشته باشه ولی چیزی بارش نیست . من خودم تمام فیلم ها رو از حفظم . من حتا میتونم بدون زیرنویس هر فیلمی رو تجزیه و تحلیل کنم ولی این جغله ها اینکاره نیستن که . به هر حال عید اومده و رفیق عیدت مبارک باشه گلم . بی خودی هم سعی نکن عید رو به من تبریک بگی چون دیفالت مبایل من روی سایلنت هست و به هر کی که دوست داشته باشم جواب میدم و به بقیه میگم که جلسه بودم . حالا گیرم که به قول سیمور با خودم جلسه داشته باشم . تو چه میفهی آخه ؟ اون سیمور هم اگه عقل داشت که ... ! الله اکبر !
چلچله ی زیر باران : شاید این عید و جشن باستانی همانی نباشد که ما انتظارش را داریم ولی به آن همچون دعوت شدگانیم به بزم . به یک بزم تلخ . تلخی من از صورت سرخ تو غم انگیز تر است پیرمرد ! پیرمرد نگاهی به هوا کرد و به دریا رفت . تکه ای تریاک به دهن گذاشت و چای خود را هورت کشید و گفت عیدت مبارک علی سلی ! پس آنگاه ندا برخاست که ما دلشدگانیم و من قهوه را داشتم می خوردم و به صحبت های آن یکی مرد سالخورده پیرمرد گوش می دادم و فکر می کردم که از تنگ ماهی قرمز حبابی خارج شد که فکر کنم بادی و برودتی بود که از ماهی قرمز داخل تنگ ساطع شده بود و من یاد عمو سیمور و جنگ های نخجوانش افتادم . خدا شاهده یه کوچولو! یه کوچولو ! هم فارغ از یاد اصفهان به فتح "ف" نیستم به خصوص با قلیان هایش باز هم به فتح "ق " . و من همیشه به یاد آن خانوم محترم صندوق پستی ام و مسج های گوشیم را چک میکنم و میس کال هایم را میشمارم . و خدا آن روز را نیاورد که گوشی ام باتری خالی کند وخاموش شود . یادت هست خانوم ش ؟ گوشی من خاموش شد و تو از راه دور لمیده در کنار کتابخانه ی فلسفه ات من را سفسطه گر نامیدی و دراز بی عقل خطابم کردی ؟ و من به تو گفتم که ترور شخصیت ننمای و تو خندیدی و ندانستی که من با چه دلهره سیب را خوردم و دستمال مچاله شده را زیر میز خانه ی آراز انداختم و به خانه رفتم ؟ و آخر سر فکر میکنم خبر ساز ترین مرد سالی که گذشت رییس جمهور ما باشد و خبر سازترین سیستمی که سال پیش فرو کردم ، سیستم بی مثال آراز باشد که طفلکی ۶ ماه است دارد جیغ میزند و اگزجره می کند و من به هیچ اندامی حسابش نمیکنم ! تا شما چه فکر کنید و چه در نظر آید که همه ی ما در این دنیای لا یتناهی زیر بارانیم همچون چلچلگان ! و من در این عصر جدید تجلی دقیق چارلی چاپلینم همان جلوی در ایستاده ام با مرغ سفید.
ولکان بن فیلم : هر چند کلا با تریپ عید هیچ حالی نمیکنم ولی کلا پیشنهاد میکنم که تا میتونین فیلم ببینین و نقد های من رو بخونین و بگین که وبلاگ من خدا ترین وبلاگ فیلمی هاست .تا میتونین بیایین وبلاگ من کامنت بزارین . یه فیلم بهتون معرفی میکنم :آآآآآه ! دیدین ؟ خدا !!! کف و تاید قاطی می کنین آخر فیلم . عنوان بندی رو کف کردی ؟ این فیلم از وسط به اول میاد و بعدش از اول به آخر میره ! من فکر کردم همه این رو می فهمن ! بعد که سایت ها رو خوندم دیدم فقط من این رو فهمیده بودم و حس کردم که چیزی می فهمم . خداییش حال کردین ؟ اگه نه خودتون میتونین با ریموت اینکارو بکنین و فیلم رو از آخر به اول ببینین ! من خودم هر وقت میخوام تریپ ممنتو فیلم نگاه کنم ، اینکارو میکنم . این رو توی آی !ام!دی!بی هم نوشتم به زبان انگلیسی که سواد اکثریت شما نمیکشه که بخونین !و گفتم اینجا هم کنار اون کتاب های که نوشتم و لینکش رو این بغل گذاشتم ، بگم تا ببینید! تازه این به شرطی هست که عقلتون نرمال باشه ! اگه مثل من کارتون خیلی درست باشه که حباب میشین و میرین هوا ! اگه هم مثل ممد موکس آی کیو زیر شصت داشته باشین که کلا راحت هستین و بی خیال فیلم بشین و برین نقش عظمت رو توی فیلم بورات بازی کنین . خود من این فیلم رو روزی سه بار می بینم چون کمتر از ۴ بار دیدنش جرمه ! "جرم می کنیم حبستم می کشیم قناری !" تگ لاین رو خداییش کف کردین ؟ پوستر رو حال اومدین ؟ انتخاب رو عشق کردین ؟ جمله رو حال اومدین ؟ اگه آره کامنت بزارین تا عکس هم اضافه کنم ! من سریال فرندز رو هم روزی ۱ بار میبینم چون زبان انگلیسیم خداست همه ی شوخی های کلامیش رو هم متوجه میشم . قبلش هم دو بار کازابلانکا می بینم . ! بهه ! ارباب حلقه ها هم که جای خود داره و روزی یه بار میبینمش ! پدر خوانده رو هم که نگو ! جای خود داره ! چی ۲۴ ساعت کم اومد ؟ به تو چه مربوطه ؟ میخوای ببرمت توی گنگز هوات کنم ؟ میخوای اس ام اس بزنم برو بچز بریزن سرت ؟ یه جمله هم اینجا راجع به این ازگل های وطنی که عید رو جشن میگیرند بگم که : ابله ! مغز فندقی ! گلزار ! هدیه تهرانی ! کریسمس نه صکص داره ! نه خشونت و نه هیچ چیز دیگه ! فقط عشق داره و درخت کاج ! میبینین چقدر قشنگه ؟ اون وقت شما میرین برای من طرفدار سعید باستانی میشین ؟ خاک بر سرتون . اقلا طرفدار سعیده ی بادی بیلد بشین ! هیکلش خداست خداییش ! تنوع میده به زندگی انسان ! اصلا اگه عرضه دارین برین تیم برتون بشین . برین ریچل وایز بشین . برین آنجلینا جولی بشین . برین چارلیز ترون بشین . اگه عرضه ندارین لااقل ایندیانا جونز بشین ! لااقل دنزل واشینگتن بشین . اصلاخاک بر سرتون کنن که حتی یه کریسمس هم نمی تونین بسازین . اون وقت ما ها باید اینجا حروم بشیم .
پویان و دلتنگی هایش : کریر را برداشته بودم و بین ساز ها می چرخیدم . عید آمده است و من اینجا سرگردانم و اصلن معلوم نیست چه غلطی می کنم . زنگ زدم به خانه که تبریک بگویم دیدم همه رفته اند شمال و من مانده اینجا میان غم . من مانده ام تهنای تهنا ! اشک آمد داخل چشمم . یاد آراز افتادم که اگر حال مرا می دید مثل ملای شهر قصه برایم می خواند که : گریه کنین مسلمونا ! حال پویان خرابه و حتما عمو سیمور هم می گفت ولش کن !حرفای آراز آبه . آراز سواد نداره . خلاصه بساتی! داریم ما اینجا . خانه مان دو تا اتاق دارد و سه تا حال ولی خودمان اصلا هال نداریم . عجبا . دلمان می خواست الان ایران بودیم و داشتیم چت می کردیم و مخ می زدیم و در چت ادای دکتر های با فرهنگ را در می آوردیم ولی لامصب نمی شود دیگر .ان ممه را لولو برد. اینجا در ملبورن پایم خورد به کریر و صدایش در آمد . ناله ی ساز در می آید و اشک من هم سرازیر میشود . زهر مار ! چیه ؟ من اینجا گریه میکنم و شما دارید می خندید . دست وردار آراز . خداییش خیلی نامردی . حسودیت می شود من آمده ام به استرالیا ؟ ولی خداییش یه کانگوروها هم ندیده ام . ولی از شما پنهان نباشد موهایم حسابی بلند شده . چند وقت پیش رفته بودم لای چمن های یک پارک برای خودم دراز کشیده بودم که یک بچه ی استرالیایی با لهجه ی غلیظ به مادرش گفت : ایتز وری بیوتیفول مرینوس شیپ . نفهمیدم منظورش چه بود . من هر چه چشم گرداندم چیزی آن دور و ور ندیدم . فکر کنم بچه های استرالیایی احمق باشند یحتمل .
محمد و تجربیات مرد تنها : سلام عزیزان . خوبان . عیدتان مبارک باد ها . باز هم سالی نو شد و سالی دگر کهنه گردید گردیدن هایی. می دانین عزیزان نوروز آمد و من هنوز در خارج از کشور به سر میبرم . از کافی نت می آیم و کوری چشم دشمنانم زنده بودن خود را اعلام! هرچند این آرش سموره و آن شهاب ولکوون چشم ندارد خارج رفتن مرا ببیند و می گوید که ارمنستان هم مگر شد خارج است ؟ چه بگویم که فقط ناصر مگ مگ می داند که این دخترکان ارمنی چه عشوه گرا ها هستند . آراز عزیزم . گفتی از عید بنویس و من می گویم سلام بر تو و عید ! من خودم عید از اینجا بر شمایان خوبان تبریک می گویم و روزها می خوابم و شب ها هم به شکار می روم .اینجا با چند تایی هانتر دوست شده ایم . جواز تفنگم همراهم نیست ولی چه باک که ارمنی ها هم ارزانند ! آخر می دانید که شکار در نایت یک کار غیر انسانی هست و چون این وولکان قوریل همیشه در انسان نما بودن من شک داشته من بدون جواز اینجا شب ها شکار میکنم ولی این شکار کجا و شکاران گرازان شمالان ما ایرانیان کجا . پنداری که سرزمین خودم سرزمین دیگری باشد . به قول داوینچی آن شاعره معروف آلمانی تفاوت از زمینان تا آسمانان است . به مجرد اینکه به ایران برگردم وبلاگ خودم را اپ دیت ها کرده و راجع به ادیان و دین ظرتشت خواهم نبشت چنان نوشتنی که شمایان رو خوش آید . پاینده باشید .
رها در رادیو سیته :
عید دارد می آید .
چه مفهومی دارد برایت ۱ فروردین ؟
خب احمق !
۱ فروردین عیده دیگه !
شاد باشی یا نباشی
شاه باشی یا گدا
می دانی اگر زن باشی چه می شود ؟
جارو در دست
چادر گره زده بر گردن
چاقچور بر شانه و
روبنده بر صورت
روی چارپایه رفت و روب میکنی
عرق میکنی و عرق میریزی
آن وقت مرد ایرانی
با کروموزم های کج و معجوجش
عرق را میخورد و
بر سرت فریاد می زند که زود باش
آنجا هم ماند
اینجا را هم که خوب نشستی
چرا بازی بازی
میکنی
زود بشور
و اگر خارج بود
و ایران نبود
مینی ژوپ بر تن
و تاپ بر بدن با عشوه ای
به جرج میگفتی
عزیزم عید ولنتاینی ات مبارک
و او از لای درخت کریسمس برایت کادو رو می کرد
وبوسه ای سرخ بر لپت
ولی الان چه داریم ؟
عید ؟
آه
ولی خوب به هر حال
عیدتان مبارک