...
این درست که دقیقه ی آخر برنامه را به ما اطلاع دادند . اما این دو روز تعطیلی ناگهانی که به کنار عید فطر اعمال شد کمک کرد تا دست ماه بانوی مان و فرمان اتوموبیل مان را بگیریم و بچرخیم به طرف شمال . جایی که این جناب ژیرس هم ما را به اصطلاح دور زده بود و چند ساعتی زودتر از ما در خلوتی جاده رفته بود . به هر حال برای ما منطقه ی کلار آباد و آبادگران چیز دیگری هست همیشه . به خصوص که در التزام رکاب دوستان دوست داشتنی مان هم باشیم . تعداد ۲۴ نفر انسان بلایی بر سر ویلای جدید اسی خان آورد که روز اول قیمت زمین های امیر دشت از ۱ میلیون تومان به ۱۰۰ هزار تومان تنزل کرد . با شیرین کاری رفقا و آواز های دسته جمعی شان در شب دوم قیمت زمین ها به ۱۰ هزار تومان رسید . در شب سوم به علت عدم حضور ژیرس در کنسرت و جای خالی ایشان در دوچرخه سواری در شهرک سرعت نزول قیمت کمتر شد و به از قرار هر متر ۱۰۰۰ تومان رسید . ما که ندیدیم ولی دوستان خبر دادند که در شب چاهارم تابلوهای for sale با زیرنویس یکی بخر و دوتا ببر بر سر در ویلاهای امیر دشت نصب شده بود . آن هم از عمر سه شبی بود که حالی بردیم . تشکر بی پایان بر اسی خان و بانو و فرزند برومندشان . خوش گذشت رفقا .
بعد از تحریر : از ورزش غافل نبودیم . ژیرس قهرمان بلامنازع مسابقات تنیس بود و ما نیز در مسابقات والیبال انواع سرویس های چرخشی و پرشی و بلند و کوتاه را اعمال کردیم تا تیم مان قهرمان شود . در مسابقات نشستنکی نیز تیم هوخشتره مرکب از ما و ژیرس قهرمان حکم بود . آقای میطی خوشنویس هم فاتح مسابقات "پیاده چرخ" در شب و قیلوله تا لنگ نهار بود . ماه بانو هم بیکار ننشست و فاتح مسابقات ماراتن دوچرخه سواری رفت و برگشت به ساحل و خیره شدن به دریا به توان N گردید . در مسابقات تفریحات سالم هم تیم همیشگی ما با عنوان باشگاه دخانیات فاتح همیشگی اسموکینگ بود .
تکلمه ی بعد از تحریر : این وبلاگ در این ۵ سالی که هست بارها آدرس عوض کرده است . لحن نوشتنش و طریقه ی صحبتش و نوع مخاطبش بار ها تغییر کرده است . اصل بودن و نوشتن و خواندن و عادت و تکرار بوده است . کم گو و پرگو بوده بی هیچ سلام وخداحافظ . اما در ۲-۳ ماه مانده به تولدش شاید به حالت تعلیق در آید . تعلیق برای همیشه . "چرا" یش هم قطعن به حال مخاطب "این روزها" یش توفیری ندارد . قضیه می شود همان داستان نامه ی بدون خط و رفتن بی خداحافظ .