رادیـ و سـ ـیـ ـتـ ـی
شنبه
امروز خیلی اتفاقی سری به سایت آموزش زدم و من خیلی اتفاقی در رشته پرفسورای تهیه کنندگی رادیو ( این رسانه همیشه برتر ) برنده شدم ! این دوستان بی معرفت هیشکی منو دوست نداره و بهم خبر نداده بود ! سگ تو ضرر! به همتون شام می دم !
یکشنبه
نبریده گی مسیحیان عامل اختلال در مسافرت به شب های سانفرانسیکو شناخته شد !
شب های برره و نظر تلویزیون بورکینافاسو !
بی بی سی چشم و چراغ دل ماست !
گوگول و زن عنکبوتی که توسط مرد نامردی !!!! صید شد !
دوشنبه
همینجوری یهویی و الکی یاد فیلم رها شده در ابر ها افتادم و با صدای بلند جیغ زدم بچه ها بریم این فیلم رو ببینیم ؟ برو بچ با جیغ های منقطع و ممتد در کمال آرامش موافقت خودشون رو ابراز کردند و این شد که توی سالن سینما از فرط خوشی ۲ ساعت و نیم جیغ زدیم و چیپس خوردیم ! فقط حیف که بعضی از این آدمای بی فرهنگ با خودشون پفک نمکی آورده بودند و صدای پفک خوردنشون مزاحم ما می گردید . شب وقت خونه برگشتن یهویی ناغافلی دیدم به جای کفش دمپایی پام کردم و از فرط خوشحالی احساس عجیبی داشتم ! احساسی تو ام با آرامش همراه با قدم زدن لب کارون در حالی که می خوندم : لب کارون و گلبارون ! لب کارون و گلبارون ! دیرین دیرین دیرین دیندین !
سه شنبه
داشتم با ماشین می پیچیدم که اون تریلی نامرد نپیچید ! حدس زدم حتما راننده اون تریلی یه مرده ! چون فقط این جور نامردی ها از نژاد این مردهای نامرد بر میاد ! خیلی دلم می خواست که حالشو بگیرم ولی وقتی دیدم خودش رو زده به موش مردگی دلم سوخت و یاد موش همستر خودم افتادم ! آخه من از موش ها خوشم ویاد !! بعدش تا اومدم حرفی بزنم راننده گفت خانم رها شما هستید ؟ شما که خیلی نازنین هستی و برنامه های خوبی داری ! گفتم شما از کجا فهمیدید من رها هستم ؟ گفت آخه این فحش هایی رو که داری به من میدی من همیشه تو رادیو می شنوم که داری از پشت صحنه به مجری و گوینده ت میدی ! هر چند که معروفیت و محبوبیت من رو دونستن نشون از درک بالای راننده تریلی داشت ولی بهش تذکر دادم که دیگه هیچ وقت صدای رادیو ش رو بلند نکنه تا اون حرفای پشت صحنه من رو نشنوه ! بعدش هم بردمش دادگاه و ازش شکایت کردم تا هیچ وقت اونطوری جلوی من نپیچه !
چهارشنبه
همه چیز در باره پیژاما !
مردی در تبت سه بار پشتک زد !
لاس نزنند تا جر نخورند !
باز هم بی بی سی معرکه آفرید !
پنج شنبه
امروز اون مجریه که همش فین فین می کنه و فکر می کنه خیلی حالیشه برنامه من رو درست اجرا نکرد حیف از من که دارم به دست اینا نابود میشم ! من نمی دونم تا کی پارتی بازی هست و این جوجه ها رو میارن رادیو سیتی ! ضرغامی دیگه داره با این کارا شورش رو در میاره ! حالا خوبه این ضرغامی فهم و درک خودش رو روز اول با ابقا کردن ما در رادیو نشون داد ! چقدر من حرص بخورم از دست این بی سواد ها ! امروز به یکیشون گفتم مثلا تو میدونی این شعر چه صنعتی توش به کار رفته : ( گفتم که چه داری به لبت گفت نمک گفتم بمکم من نمکت را ز لبت گفت نمک ) برگشته و به من میگه صنعت فرنچ کیس !!! آخه یکی نیست بگه ما این همه برنامه خوب تو رادیو و تلویزیون داریم شما ها چقدر فیلم های بی تربیتی خارجی نیگا می کنین ! دارم دق در بکولم ! ( این رو توی خواب و رویا نوشتم ببخشین اگه بیخیال شین !!! )
جمعه
یک غاز در اوکلاهاما
جوراب لنگه به لنگه زنی را در معرض نامردان قرار داد
آخرین ضد ویروس کش قوی !!!!
شنبه دیگر
امروز رفتم و رنگ موی شکلاتی با پس زمینه زرد مربایی خریدم ! البته این رنگ زرد مربای هویچی روی موهای شمسی ( همون دختر دماغ سربالا توی رادیو سیتی ) خیلی قشنگ بود و بعد کله ام رو کردم توی رنگ و چهار تا هم قلم کشیدم و فرق سرم رو هم روتوش بنفش زدم هر چند من خودم الان فکر می کنم خیلی خوشگلم اما نمی دونم چرا همه از دیدن من خوششون میاد . خلاصه اینجوریاست دیگه ! من البته توی دنیا همیشه از این کار آرایش و رنگ مو بدم اومده ! نمیدونم این زنای نا روشنفکر چرا از خودشون ادا در بکرده بیدن ولی تقصیری ندارن اونا مثل ما زیبایی خدادادی نداشته بیدن جیگر !!
یکشنبه دیگر
امروز به آیین همون مسیحی های بی تربیت یکشنبه هست و تعطیله و اینجا و هیچی نداریم ! شما هم اگه خیلی دلتون می خواد بقیه اینا رو بخونین به وبلاگ ارجینال رادیو سیتی مراجعه کنید !
-----
پ.ن ۱: شما تمام این متن بالا را در صفحه ای سفید و به هم ریخته و خط ها را نیز نا مرتب در نظر بگیرید!
پ.ن ۲: فاصله بین خطوط نیز متفاوت است برای اینکه بهتر در فضای وبلاگ رادیو سیتی قرار بگیرید و هنگام خواندن چند بار گردنتان را کج کنید و یک بار هم ملق بزنید !
---------------